palled

[ایالات متحده]/pɔːld/
[بریتانیا]/pɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خسته یا کسل شدن به دلیل بیش از حد یا قرار گرفتن طولانی مدت

عبارات و ترکیب‌ها

palled at

کشیده شد

palled out

بیرون کشیده شد

palled over

روی آن کشیده شد

palled away

دور کشیده شد

palled by

کنار آن کشیده شد

palled into

داخل آن کشیده شد

palled with

با آن کشیده شد

palled on

به آن کشیده شد

palled against

در برابر آن کشیده شد

palled from

از آن کشیده شد

جملات نمونه

the excitement of the game palled after the first half.

هیجان بازی پس از نیمه اول کم‌رنگ شد.

her enthusiasm for the project quickly palled.

اشتیاق او برای پروژه به سرعت کم‌رنگ شد.

the novelty of living in the city eventually palled.

نو بودن زندگی در شهر به تدریج کم‌رنگ شد.

after a few weeks, the fun of the new job palled.

پس از چند هفته، سرگرمی شغل جدید کم‌رنگ شد.

his interest in the hobby palled after a few months.

علاقه او به سرگرمی پس از چند ماه کم‌رنگ شد.

the thrill of the roller coaster palled after the third ride.

هیجان سواری با شهربازی پس از سومین سفر کم‌رنگ شد.

initially, the movie was captivating, but it palled by the end.

در ابتدا، فیلم جذاب بود، اما در پایان کم‌رنگ شد.

her fascination with the subject palled when the exams approached.

وسواس او با موضوع زمانی که امتحان نزدیک شد، کم‌رنگ شد.

the charm of the vacation destination palled after a week.

جذابیت مقصد تعطیلات پس از یک هفته کم‌رنگ شد.

once the novelty wore off, the task palled.

وقتی نو بودن از بین رفت، این کار کم‌رنگ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید