palled at
کشیده شد
palled out
بیرون کشیده شد
palled over
روی آن کشیده شد
palled away
دور کشیده شد
palled by
کنار آن کشیده شد
palled into
داخل آن کشیده شد
palled with
با آن کشیده شد
palled on
به آن کشیده شد
palled against
در برابر آن کشیده شد
palled from
از آن کشیده شد
the excitement of the game palled after the first half.
هیجان بازی پس از نیمه اول کمرنگ شد.
her enthusiasm for the project quickly palled.
اشتیاق او برای پروژه به سرعت کمرنگ شد.
the novelty of living in the city eventually palled.
نو بودن زندگی در شهر به تدریج کمرنگ شد.
after a few weeks, the fun of the new job palled.
پس از چند هفته، سرگرمی شغل جدید کمرنگ شد.
his interest in the hobby palled after a few months.
علاقه او به سرگرمی پس از چند ماه کمرنگ شد.
the thrill of the roller coaster palled after the third ride.
هیجان سواری با شهربازی پس از سومین سفر کمرنگ شد.
initially, the movie was captivating, but it palled by the end.
در ابتدا، فیلم جذاب بود، اما در پایان کمرنگ شد.
her fascination with the subject palled when the exams approached.
وسواس او با موضوع زمانی که امتحان نزدیک شد، کمرنگ شد.
the charm of the vacation destination palled after a week.
جذابیت مقصد تعطیلات پس از یک هفته کمرنگ شد.
once the novelty wore off, the task palled.
وقتی نو بودن از بین رفت، این کار کمرنگ شد.
palled at
کشیده شد
palled out
بیرون کشیده شد
palled over
روی آن کشیده شد
palled away
دور کشیده شد
palled by
کنار آن کشیده شد
palled into
داخل آن کشیده شد
palled with
با آن کشیده شد
palled on
به آن کشیده شد
palled against
در برابر آن کشیده شد
palled from
از آن کشیده شد
the excitement of the game palled after the first half.
هیجان بازی پس از نیمه اول کمرنگ شد.
her enthusiasm for the project quickly palled.
اشتیاق او برای پروژه به سرعت کمرنگ شد.
the novelty of living in the city eventually palled.
نو بودن زندگی در شهر به تدریج کمرنگ شد.
after a few weeks, the fun of the new job palled.
پس از چند هفته، سرگرمی شغل جدید کمرنگ شد.
his interest in the hobby palled after a few months.
علاقه او به سرگرمی پس از چند ماه کمرنگ شد.
the thrill of the roller coaster palled after the third ride.
هیجان سواری با شهربازی پس از سومین سفر کمرنگ شد.
initially, the movie was captivating, but it palled by the end.
در ابتدا، فیلم جذاب بود، اما در پایان کمرنگ شد.
her fascination with the subject palled when the exams approached.
وسواس او با موضوع زمانی که امتحان نزدیک شد، کمرنگ شد.
the charm of the vacation destination palled after a week.
جذابیت مقصد تعطیلات پس از یک هفته کمرنگ شد.
once the novelty wore off, the task palled.
وقتی نو بودن از بین رفت، این کار کمرنگ شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید