palmated

[ایالات متحده]/ˈpælm.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈpɑːl.meɪ.t̬ɪd/

ترجمه

adj. ساختار وب‌دار یا لبه‌دار داشتن، شبیه به کف دست

عبارات و ترکیب‌ها

palmated leaf

برگ‌های لوبه‌دار

palmated antlers

شاخ‌های لوبه‌دار

palmated foot

پای لوبه‌دار

palmated shape

شکل لوبه‌دار

palmated webbing

پوستک لوبه‌دار

palmated structure

ساختار لوبه‌دار

palmated design

طراحی لوبه‌دار

palmated pattern

الگوی لوبه‌دار

palmated wings

بال‌های لوبه‌دار

palmated fins

پولک‌های لوبه‌دار

جملات نمونه

the palmated leaves of the plant are very distinct.

برگ‌های شکافه‌دار گیاه بسیار متمایز هستند.

many animals have palmated hooves for better swimming.

بسیاری از حیوانات برای شنای بهتر، سم‌های شکافه‌دار دارند.

palmated fungi can be found in various environments.

قارچ‌های شکافه‌دار را می‌توان در محیط‌های مختلف یافت.

we studied the palmated structure of the ancient trees.

ما ساختار شکافه‌دار درختان باستانی را مطالعه کردیم.

the palmated design is popular in modern architecture.

طرح شکافه‌دار در معماری مدرن محبوب است.

her palmated fingers made it easier to grasp objects.

انگشتان شکافه‌دار او گرفتن اشیا را آسان‌تر می‌کرد.

palmated patterns are often seen in traditional art.

الگوهای شکافه‌دار اغلب در هنر سنتی دیده می‌شوند.

he illustrated the palmated features of the species.

او ویژگی‌های شکافه‌دار گونه را نشان داد.

the palmated crest of the bird is quite striking.

تاج شکافه‌دار پرنده بسیار چشمگیر است.

scientists discovered a new palmated species in the rainforest.

دانشمندان گونه جدید شکافه‌دار را در جنگل بارانی کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید