big palooka
پالوکای بزرگ
clumsy palooka
پالوکای دست و پا چلفتی
funny palooka
پالوکای خندهدار
dumb palooka
پالوکای احمق
lucky palooka
پالوکای خوششانس
local palooka
پالوکای محلی
tough palooka
پالوکای سرسخت
old palooka
پالوکای پیر
young palooka
پالوکای جوان
silly palooka
پالوکای احمقانه
he was just a palooka who thought he could fight.
او فقط یک بازنده بود که فکر میکرد میتواند بجنگد.
don't be a palooka and bet all your money.
مثل یک بازنده شرط نبندید و همه پولت را از دست بده.
she called him a palooka for his silly mistakes.
او او را به خاطر اشتباهات احمقانه اش یک بازنده خطاب کرد.
even a palooka can win with a bit of luck.
حتی یک بازنده هم با کمی شانس میتواند برنده شود.
he played the palooka, pretending not to understand the rules.
او نقش یک بازنده را بازی کرد و وانمود کرد که قوانین را نمیفهمد.
don't be such a palooka; think before you act.
آنقدر بازنده نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.
they called him a palooka after he lost the game.
بعد از اینکه او بازی را باخت، او را یک بازنده خطاب کردند.
being a palooka won't get you far in this business.
بودن یک بازنده در این تجارت به شما کمک نخواهد کرد.
he might be a palooka, but he has a good heart.
شاید او یک بازنده باشد، اما قلبی مهربان دارد.
she laughed and called him a palooka for his clumsiness.
او خندید و او را به خاطر دست و پا چلفتی اش یک بازنده خطاب کرد.
big palooka
پالوکای بزرگ
clumsy palooka
پالوکای دست و پا چلفتی
funny palooka
پالوکای خندهدار
dumb palooka
پالوکای احمق
lucky palooka
پالوکای خوششانس
local palooka
پالوکای محلی
tough palooka
پالوکای سرسخت
old palooka
پالوکای پیر
young palooka
پالوکای جوان
silly palooka
پالوکای احمقانه
he was just a palooka who thought he could fight.
او فقط یک بازنده بود که فکر میکرد میتواند بجنگد.
don't be a palooka and bet all your money.
مثل یک بازنده شرط نبندید و همه پولت را از دست بده.
she called him a palooka for his silly mistakes.
او او را به خاطر اشتباهات احمقانه اش یک بازنده خطاب کرد.
even a palooka can win with a bit of luck.
حتی یک بازنده هم با کمی شانس میتواند برنده شود.
he played the palooka, pretending not to understand the rules.
او نقش یک بازنده را بازی کرد و وانمود کرد که قوانین را نمیفهمد.
don't be such a palooka; think before you act.
آنقدر بازنده نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.
they called him a palooka after he lost the game.
بعد از اینکه او بازی را باخت، او را یک بازنده خطاب کردند.
being a palooka won't get you far in this business.
بودن یک بازنده در این تجارت به شما کمک نخواهد کرد.
he might be a palooka, but he has a good heart.
شاید او یک بازنده باشد، اما قلبی مهربان دارد.
she laughed and called him a palooka for his clumsiness.
او خندید و او را به خاطر دست و پا چلفتی اش یک بازنده خطاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید