slugger

[ایالات متحده]/ˈslʌɡə/
[بریتانیا]/ˈslʌɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکنی با توانایی ضربه زنی قوی؛ یک ضربه زن سنگین

عبارات و ترکیب‌ها

power slugger

قدرت ضربه‌زن

big slugger

ضربه‌زن بزرگ

slugger style

سبک ضربه‌زن

slugger mentality

ذهنیت ضربه‌زن

slugger season

فصل ضربه‌زن

slugger performance

عملکرد ضربه‌زن

slugger stats

آمار ضربه‌زن

slugger swing

نوسان ضربه‌زن

slugger's power

قدرت ضربه‌زن

slugger's hit

ضربه ضربه‌زن

جملات نمونه

he is known as a power slugger in the baseball league.

او به عنوان یک ضربه‌زن قدرتمند در لیگ بیسبال شناخته می‌شود.

the slugger hit a home run in the final inning.

ضربه‌زن در آخرین اینینگ یک هوم‌رن زد.

every team needs a slugger to win games.

هر تیمی برای برنده شدن در بازی‌ها به یک ضربه‌زن نیاز دارد.

the slugger's batting average improved significantly this season.

میانگین ضربات ضربه‌زن این فصل به طور قابل توجهی بهبود یافت.

fans cheered as their favorite slugger stepped up to the plate.

هواداران تشویق کردند وقتی مورد علاقه آنها برای ضربه زدن به زمین آمد.

coaches often look for slugger potential in young players.

مربیان اغلب به دنبال پتانسیل ضربه‌زن در بازیکنان جوان هستند.

the slugger was awarded the mvp title for his outstanding performance.

ضربه‌زن برای عملکرد برجستش مدال mvp را دریافت کرد.

scouts are impressed by the slugger's raw power.

مشخصات از قدرت خام ضربه‌زن تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

the slugger's swing technique has been studied by many players.

تکنیک نوسان ضربه‌زن توسط بسیاری از بازیکنان مورد مطالعه قرار گرفته است.

his nickname is "the slugger" because of his hitting ability.

لقب او "ضربه‌زن" است به دلیل توانایی ضربه زدن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید