palpebral

[ایالات متحده]/ˈpæl.pɪ.brəl/
[بریتانیا]/ˈpæl.pə.brəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پلک‌ها; از یا مربوط به پلک‌ها در اصطلاحات پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

palpebral fissure

شکاف پلک

palpebral reflex

رفلکس پلپبرا

palpebral margin

حاشیه پلپبرا

palpebral edema

ادم پلپبرا

palpebral conjunctiva

کانجونکتایو پلپبرا

palpebral muscle

عضله پلپبرا

palpebral artery

سرخرگ پلپبرا

palpebral skin

پوست پلپبرا

palpebral fold

چین پلپبرا

palpebral surface

سطح پلپبرا

جملات نمونه

the palpebral reflex is important for eye health.

رفلکس پلپرا برای سلامت چشم مهم است.

she has a palpebral edema due to an allergic reaction.

او به دلیل واکنش آلرژیک دچار ادم پلپرا است.

the doctor examined the palpebral area for signs of infection.

پزشک ناحیه پلپرا را برای علائم عفونت معاینه کرد.

palpebral twitching can be a sign of fatigue.

لرزش پلپرا می تواند نشانه ای از خستگی باشد.

she noticed palpebral drooping after her long flight.

او متوجه آویزان شدن پلپرا پس از پرواز طولانی خود شد.

palpebral spasm can cause discomfort in some patients.

اسپاسم پلپرا می تواند باعث ناراحتی در برخی از بیماران شود.

the palpebral fissure is the opening between the eyelids.

شکاف پلپرا دهانه بین پلک ها است.

during the exam, the palpebral movement was assessed.

در طول معاینه، حرکت پلپرا ارزیابی شد.

palpebral constriction is a response to bright light.

انقباض پلپرا یک پاسخ به نور شدید است.

she experienced palpebral fatigue after staring at the screen.

او پس از خیره شدن به صفحه نمایش دچار خستگی پلپرا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید