palpebrated

[ایالات متحده]/ˈpæl.pɪ.breɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈpæl.pəˌbreɪ.tɪd/

ترجمه

adj. داشتن پلک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

palpebrated eyes

چشم‌های پلک‌دار

palpebrated species

گونه‌های پلک‌دار

palpebrated insects

حشرات پلک‌دار

palpebrated anatomy

آناتومی پلک‌دار

palpebrated structures

ساختارهای پلک‌دار

palpebrated organisms

ارگانیسم‌های پلک‌دار

palpebrated features

ویژگی‌های پلک‌دار

palpebrated taxonomy

طبقه بندی پلک‌دار

palpebrated adaptations

سازگاری‌های پلک‌دار

palpebrated morphology

مورفولوژی پلک‌دار

جملات نمونه

his palpebrated eyes sparkled in the sunlight.

چشمان پلک‌دارش در نور خورشید می‌درخشید.

the palpebrated design of the glasses offers extra comfort.

طراحی پلک‌دار عینک راحتی بیشتری را ارائه می‌دهد.

she admired the palpebrated features of the sculpture.

او به ویژگی‌های پلک‌دار مجسمه علاقه داشت.

the artist used palpebrated elements to enhance the portrait.

هنرمند از عناصر پلک‌دار برای افزایش جذابیت پرتره استفاده کرد.

palpebrated insects often have unique adaptations.

حشرات پلک‌دار اغلب سازگاری‌های منحصربه‌فردی دارند.

his palpebrated expression revealed his surprise.

حالت چهره پلک‌دار او، غافلگیری‌اش را نشان می‌داد.

she found the palpebrated style of the painting intriguing.

او سبک پلک‌دار نقاشی را جذاب یافت.

the palpebrated structure of the flower attracted many bees.

ساختار پلک‌دار گل، زنبورهای زیادی را به خود جذب کرد.

his palpebrated gaze seemed to follow her everywhere.

نگاه پلک‌دار او به نظر می‌رسید که او را همه جا دنبال می‌کند.

the palpebrated wings of the butterfly were stunning.

بال‌های پلک‌دار پروانه خیره‌کننده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید