pamperer

[ایالات متحده]/[ˈpæmpərə]/
[بریتانیا]/[ˈpæmpərər]/

ترجمه

n. یک فرد که کسی را بیش از حد مهربان می‌کند؛ کسی که کسی را بیش از حد م纵容 می‌کند.
Word Forms
جمعpamperers

عبارات و ترکیب‌ها

a notorious pamperer

یک فاسد معروف

pamperer's indulgence

تقلب فاسد

being a pamperer

بودن یک فاسد

pamperer at heart

فاسد در دل

the pamperer smiled

فاسد لبخند زد

pamperer's gift

هدیه فاسد

pamperer's touch

دستمال فاسد

pamperer's way

روش فاسد

pamperer's life

زندگی فاسد

pamperer always

فاسد همیشه

جملات نمونه

she's a notorious pamperer, always buying her children expensive gifts.

او یک فرد شاگرد خاص است که همیشه به فرزندانش هدیه گران قیمت می‌خرد.

my dad is a classic pamperer; he spoils his grandchildren rotten.

پدر من یک فرد شاگرد خاص کلاسیک است؛ او نوه‌هایش را به شدت بی‌محدود می‌کند.

being a pamperer can lead to entitled and demanding children.

بودن یک فرد شاگرد خاص می‌تواند به فرزندانی که احساس مسئولیت دارند و خواسته‌های زیادی دارند، منجر شود.

he's a dedicated pamperer of his cat, providing it with the best food.

او یک فرد شاگرد خاص وفادار به گربه‌اش است که بهترین غذا را برای آن فراهم می‌کند.

the grandmother was a devoted pamperer of her only grandson.

مادربزرگ یک فرد شاگرد خاص وفادار به تنها نوه‌اش بود.

she worried that her husband was becoming too much of a pamperer.

او نگران بود که شوهرش بیش از حد یک فرد شاگرد خاص شده است.

the child grew up feeling entitled because of his pamperer parents.

کودک به دلیل والدینی که فرد شاگرد خاصی بودند، احساس مسئولیت دار شد.

he's a known pamperer of his employees, showering them with praise.

او یک فرد شاگرد خاص معروف از کارکنانش است که آن‌ها را با ستایش‌های زیاد می‌پوشاند.

the pamperer's actions stemmed from a desire to make his daughter happy.

عملکردهای فرد شاگرد خاص از دلیلی برای ایجاد خوشحالی دخترش ناشی شده بود.

she resented being the child who wasn't the pamperer's favorite.

او اینکه فرزندی بود که مورد علاقه فرد شاگرد خاص نبود، را نفرت می‌کرد.

he was a notorious pamperer of his colleagues, often buying them lunch.

او یک فرد شاگرد خاص شاگرد خاصی از همکارانش بود که معمولاً به آن‌ها ناهار می‌خرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید