panga

[ایالات متحده]/ˈpæŋɡə/
[بریتانیا]/ˈpæŋɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مچتی بزرگ؛ یک چاقوی بزرگ از آفریقا؛ نوعی قایق کنده‌کاری شده از پاناما؛ دارویی برای درمان نورالژی
Word Forms
جمعpangas

عبارات و ترکیب‌ها

panga boat

قایق پانگا

panga fish

ماهی پانگا

panga blade

تیغه پانگا

panga tree

درخت پانگا

panga rock

صخره پانگا

panga line

طرح پانگا

panga net

تور پانگا

panga model

مدل پانگا

panga style

سبک پانگا

panga design

طراحی پانگا

جملات نمونه

she decided to panga her way through the dense jungle.

او تصمیم گرفت با استفاده از پنگا از جنگل انبوه عبور کند.

he used a panga to clear the overgrown path.

او از پنگا برای باز کردن مسیر پوشیده استفاده کرد.

the panga is a versatile tool for outdoor activities.

پنگا یک ابزار چند منظوره برای فعالیت های فضای باز است.

in some cultures, a panga is essential for farming.

در برخی فرهنگ ها، پنگا برای کشاورزی ضروری است.

she learned how to properly handle a panga.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از پنگا استفاده کند.

the fisherman used a panga to navigate the coastal waters.

ماهیگیر از پنگا برای پیمایش آبهای ساحلی استفاده کرد.

they brought a panga for their camping trip.

آنها برای سفر کمپینگ خود یک پنگا آوردند.

a sharp panga is necessary for effective cutting.

یک پنگای تیز برای برش موثر ضروری است.

he admired the craftsmanship of the panga.

او از هنر ساخت پنگا تحسین کرد.

she felt empowered using a panga for the first time.

او احساس کرد که برای اولین بار از پنگا استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید