panning

[ایالات متحده]/ˈpæn.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpæn.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سرزنش؛ یک ماهی‌تابه؛ در گرافیک کامپیوتری، یک تکنیک پانینگ
v. عمل پختن با یک ماهی‌تابه؛ فرآیند طلاگیری

عبارات و ترکیب‌ها

panning out

چرخش رو به جلو

panning shot

نمای پانوراما

panning for gold

جستجوی طلا با استفاده از سینی

panning technique

تکنیک پانوراما

panning motion

حرکت پانوراما

panning left

چرخش به چپ

panning right

چرخش به راست

panning down

چرخش به سمت پایین

panning up

چرخش به سمت بالا

panning sequence

دنباله پانوراما

جملات نمونه

he is panning for gold in the river.

او در حال جستجوی طلا در رودخانه است.

the photographer was panning to capture the moving train.

عکاس برای گرفتن قطار در حال حرکت، در حال فیلمبرداری بود.

she enjoys panning the camera across the landscape.

او از چرخاندن دوربین در سراسر منظره لذت می برد.

panning can create a dynamic effect in videos.

چرخش می تواند جلوه ای پویا در فیلم ها ایجاد کند.

he spent the afternoon panning for gemstones.

او بعد از ظهر را به جستجوی سنگ های قیمتی گذراند.

the director emphasized panning during the action scenes.

کارگردان در صحنه های اکشن بر چرخش تاکید کرد.

panning left and right helps to establish the scene.

چرخش به چپ و راست به ایجاد صحنه کمک می کند.

she demonstrated the technique of panning in her class.

او تکنیک چرخش را در کلاس خود نشان داد.

panning is essential for capturing movement in photography.

چرخش برای گرفتن حرکت در عکاسی ضروری است.

he was panning through the crowd to find his friend.

او برای پیدا کردن دوستش در میان جمعیت در حال جستجو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید