paperboys

[ایالات متحده]/[ˈpeɪpəˌbɔɪz]/
[بریتانیا]/[ˈpeɪpərˌbɔɪz]/

ترجمه

n. پسران جوان که روزنامه‌ها را توزیع می‌کنند؛ (جمع) پسرانی که روزنامه‌ها را توزیع می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

hiring paperboys

استخدام پرتابل‌های کاغذی

young paperboys

پرتابل‌های کاغذی جوان

paperboys delivered

پرتابل‌های کاغذی تحویل داده شده

watching paperboys

مشاهده پرتابل‌های کاغذی

paperboy route

مسیر پرتابل کاغذی

hired paperboys

پرتابل‌های کاغذی استخدام شده

tough paperboys

پرتابل‌های کاغذی سخت‌گیر

paperboys working

پرتابل‌های کاغذی کار کردن

early paperboys

پرتابل‌های کاغذی زود

brave paperboys

پرتابل‌های کاغذی شجاع

جملات نمونه

early each morning, the paperboys hustled down the street.

هر صبح زود، پیش‌فروش‌های کاغذی با سرعت در خیابان پیش می‌رفتند.

the paperboys skillfully navigated the busy sidewalks.

پیش‌فروش‌های کاغذی به خوبی در راه‌های پیاده‌روی پرتردد حرکت می‌کردند.

many paperboys used bicycles to deliver the newspapers quickly.

بسیاری از پیش‌فروش‌های کاغذی از دوچرخه برای سریع‌تر ارسال روزنامه‌ها استفاده می‌کردند.

the paperboys collected money from customers on their route.

پیش‌فروش‌های کاغذی پول را از مشتریان در مسیر خود جمع می‌آوردند.

young paperboys often worked before or after school.

پیش‌فروش‌های کاغذی جوان معمولاً قبل یا پس از مدرسه کار می‌کردند.

the paperboys faced challenges like bad weather and barking dogs.

پیش‌فروش‌های کاغذی با چالش‌هایی مانند آب و هواي بد و گریه کردن سگ‌ها مواجه می‌شدند.

a group of paperboys gathered to share tips and stories.

گروهی از پیش‌فروش‌های کاغذی جمع می‌شوند تا نکات و داستان‌ها را به اشتراک بگذارند.

the paperboys learned valuable lessons about responsibility and time management.

پیش‌فروش‌های کاغذی درباره‌ی درس‌های ارزشمندی در مورد مسئولیت‌پذیری و مدیریت زمان یاد گرفتند.

the paperboys’ route covered several blocks in the neighborhood.

مسیر پیش‌فروش‌های کاغذی چند بلوک از محله را شامل می‌شد.

the paperboys often wore reflective vests for safety.

پیش‌فروش‌های کاغذی معمولاً برای ایمنی کمربند‌های بازتاب‌دهنده پوشیدند.

the paperboys’ early mornings were a familiar sight to residents.

صبح‌های زودبUDO پیش‌فروش‌های کاغذی به ساکنین آشنا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید