parang

[ایالات متحده]/pəˈræŋ/
[بریتانیا]/pəˈræŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقوی شبیه به مچتی که توسط مالایی‌ها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعparangs

عبارات و ترکیب‌ها

parang sword

شمشیر پارنگ

parang knife

چاقوی پارنگ

parang style

سبک پارنگ

parang attack

حمله پارنگ

parang technique

تکنیک پارنگ

parang battle

نبرد پارنگ

parang cut

برش پارنگ

parang fight

درگیری پارنگ

parang master

استاد پارنگ

parang skills

مهارت‌های پارنگ

جملات نمونه

he used a parang to clear the thick underbrush.

او از یک پارنگ برای پاک کردن بوته‌های متراکم استفاده کرد.

a parang is essential for jungle survival.

یک پارنگ برای بقا در جنگل ضروری است.

she learned how to wield a parang effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر از یک پارنگ استفاده کند.

the parang is a versatile tool for outdoor activities.

پارنگ یک ابزار چند منظوره برای فعالیت‌های فضای باز است.

he bought a new parang for his camping trip.

او یک پارنگ جدید برای سفر کمپینگ خود خرید.

using a parang requires skill and caution.

استفاده از یک پارنگ نیاز به مهارت و احتیاط دارد.

she demonstrated how to chop wood with a parang.

او نشان داد که چگونه با یک پارنگ هیزم بزند.

the parang can be used for both cutting and slicing.

می‌توان از پارنگ هم برای برش و هم برای خرد کردن استفاده کرد.

he prefers a parang over a machete for its balance.

او به دلیل تعادل، یک پارنگ را به جای یک ماتست ترجیح می‌دهد.

in the rainforest, a parang is a handy tool to have.

در جنگل بارانی، داشتن یک پارنگ یک ابزار مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید