| جمع | parangs |
parang sword
شمشیر پارنگ
parang knife
چاقوی پارنگ
parang style
سبک پارنگ
parang attack
حمله پارنگ
parang technique
تکنیک پارنگ
parang battle
نبرد پارنگ
parang cut
برش پارنگ
parang fight
درگیری پارنگ
parang master
استاد پارنگ
parang skills
مهارتهای پارنگ
he used a parang to clear the thick underbrush.
او از یک پارنگ برای پاک کردن بوتههای متراکم استفاده کرد.
a parang is essential for jungle survival.
یک پارنگ برای بقا در جنگل ضروری است.
she learned how to wield a parang effectively.
او یاد گرفت که چگونه به طور موثر از یک پارنگ استفاده کند.
the parang is a versatile tool for outdoor activities.
پارنگ یک ابزار چند منظوره برای فعالیتهای فضای باز است.
he bought a new parang for his camping trip.
او یک پارنگ جدید برای سفر کمپینگ خود خرید.
using a parang requires skill and caution.
استفاده از یک پارنگ نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
she demonstrated how to chop wood with a parang.
او نشان داد که چگونه با یک پارنگ هیزم بزند.
the parang can be used for both cutting and slicing.
میتوان از پارنگ هم برای برش و هم برای خرد کردن استفاده کرد.
he prefers a parang over a machete for its balance.
او به دلیل تعادل، یک پارنگ را به جای یک ماتست ترجیح میدهد.
in the rainforest, a parang is a handy tool to have.
در جنگل بارانی، داشتن یک پارنگ یک ابزار مفید است.
parang sword
شمشیر پارنگ
parang knife
چاقوی پارنگ
parang style
سبک پارنگ
parang attack
حمله پارنگ
parang technique
تکنیک پارنگ
parang battle
نبرد پارنگ
parang cut
برش پارنگ
parang fight
درگیری پارنگ
parang master
استاد پارنگ
parang skills
مهارتهای پارنگ
he used a parang to clear the thick underbrush.
او از یک پارنگ برای پاک کردن بوتههای متراکم استفاده کرد.
a parang is essential for jungle survival.
یک پارنگ برای بقا در جنگل ضروری است.
she learned how to wield a parang effectively.
او یاد گرفت که چگونه به طور موثر از یک پارنگ استفاده کند.
the parang is a versatile tool for outdoor activities.
پارنگ یک ابزار چند منظوره برای فعالیتهای فضای باز است.
he bought a new parang for his camping trip.
او یک پارنگ جدید برای سفر کمپینگ خود خرید.
using a parang requires skill and caution.
استفاده از یک پارنگ نیاز به مهارت و احتیاط دارد.
she demonstrated how to chop wood with a parang.
او نشان داد که چگونه با یک پارنگ هیزم بزند.
the parang can be used for both cutting and slicing.
میتوان از پارنگ هم برای برش و هم برای خرد کردن استفاده کرد.
he prefers a parang over a machete for its balance.
او به دلیل تعادل، یک پارنگ را به جای یک ماتست ترجیح میدهد.
in the rainforest, a parang is a handy tool to have.
در جنگل بارانی، داشتن یک پارنگ یک ابزار مفید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید