parasitize

[ایالات متحده]/ˈpærəsaɪtaɪz/
[بریتانیا]/ˈpærəsaɪtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بر روی یا درون یک ارگانیسم زندگی کردن و آسیب رساندن
v. به عنوان یک انگل عفونت ایجاد کردن یا ساکن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

parasitize host

انگل زدگی میزبان

parasitize resources

انگل زدگی منابع

parasitize behavior

انگل زدگی رفتار

parasitize environment

انگل زدگی محیط

parasitize species

انگل زدگی گونه‌ها

parasitize systems

انگل زدگی سیستم‌ها

parasitize organisms

انگل زدگی ارگانیسم‌ها

parasitize hosts

انگل زدگی میزبانان

parasitize plants

انگل زدگی گیاهان

parasitize animals

انگل زدگی حیوانات

جملات نمونه

some insects parasitize the roots of plants.

برخی از حشرات ریشه گیاهان را آزار می‌دهند.

certain fungi can parasitize living organisms.

برخی قارچ‌ها می‌توانند موجودات زنده را آزار دهند.

parasites often parasitize their hosts for survival.

انگل‌ها اغلب برای بقا میزبانان خود را آزار می‌دهند.

these parasites can parasitize multiple species.

این انگل‌ها می‌توانند چندین گونه را آزار دهند.

some birds parasitize the nests of others.

برخی از پرندگان لانه‌های دیگران را آزار می‌دهند.

they studied how these organisms parasitize their environment.

آنها مطالعه کردند که چگونه این موجودات محیط زیست خود را آزار می‌دهند.

parasitize behavior can affect the host's health.

رفتار انگل‌زایی می‌تواند بر سلامت میزبان تأثیر بگذارد.

researchers found that some plants can parasitize others.

محققان دریافتند که برخی از گیاهان می‌توانند گیاهان دیگر را آزار دهند.

many parasites have evolved to efficiently parasitize their hosts.

بسیاری از انگل‌ها تکامل یافته‌اند تا به طور مؤثر میزبانان خود را آزار دهند.

understanding how species parasitize can help in conservation efforts.

درک چگونگی آزار گونه‌ها می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید