parch soil
خاک خشک
parch throat
گلو خشک
parch land
زمین خشک
parch earth
زمین خشک
parch body
بدن خشک
parch lips
لبهای خشک
parch skin
پوست خشک
parch air
هوا خشک
parch grass
چمن خشک
parch crops
محصولات خشک
the sun can parch the earth during the hot summer months.
خورشید میتواند زمین را در طول ماههای گرم تابستان خشک کند.
without water, the plants began to parch and wilt.
بدون آب، گیاهان شروع به خشک شدن و پژمردن کردند.
she felt her throat parch after speaking for hours.
بعد از ساعتها صحبت کردن، گلویش احساس خشکی کرد.
the wind can parch the skin if you’re not careful.
اگر مراقب نباشید، باد میتواند پوست را خشک کند.
he drank a lot of water to relieve the parched feeling.
او برای رفع احساس خشکی، آب زیادی نوشید.
farmers worry that a prolonged drought will parch their crops.
کشاورزان نگرانند که خشکسالی طولانی مدت محصولات آنها را خشک کند.
the parched landscape stretched out before them.
منظره خشکشده در برابر آنها گسترده شده بود.
after the long hike, his lips were parched and cracked.
بعد از پیادهروی طولانی، لبهایش خشک و ترک خورده بودند.
the parched soil desperately needed rain.
خاک خشک به شدت به باران نیاز داشت.
she used lotion to combat her parched skin.
او از لوسیون برای مقابله با خشکی پوستش استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید