parsys

[ایالات متحده]/ˈpɑːsiːz/
[بریتانیا]/ˈpɑrsiːz/

ترجمه

n. فرم چندگانه نام پارسی

جملات نمونه

place the parsys component in the main container.

پارسیس را در کانتейنر اصلی قرار دهید.

use the parsys to add paragraphs to the page.

از پارسیس برای اضافه کردن پاراگراف‌ها به صفحه استفاده کنید.

aem provides a standard parsys for layout control.

AEM یک پارسیس استاندارد برای کنترل چیدمان فراهم می‌کند.

developers must configure the parsys in the template.

توسعه‌دهندگان باید پارسیس را در قالب تنظیم کنند.

drag and drop assets into the parsys area.

فایل‌ها را در منطقه پارسیس کشیده و رها کنید.

the responsive parsys adjusts to mobile screens.

پارسیس پاسخگو به صفحات موبایل تطبیق می‌یابد.

we need to unlock the parsys for editing.

باید پارسیس را برای ویرایش آزاد کنیم.

this layout requires a nested parsys structure.

این چیدمان نیاز به ساختار پارسیس تو در تو دارد.

check if the parsys allows specific components.

بررسی کنید که آیا پارسیس امکان استفاده از اجزای خاصی را فراهم می‌کند.

do not delete the parsys placeholder on the page.

مکان‌گذار پارسیس را روی صفحه پاک نکنید.

authors can insert text into the rich text parsys.

نویسندگان می‌توانند متن را در پارسیس متن غنی وارد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید