partitives

[ایالات متحده]/ˈpɑːtɪtɪvz/
[بریتانیا]/ˈpɑrtɪtɪvz/

ترجمه

adj. متمایز کننده; نشان دهنده یک قسمت
n. کلمات که یک قسمت را نشان می دهند

عبارات و ترکیب‌ها

partitives of quantity

تقسیم‌کننده‌های کمیت

partitives in grammar

تقسیم‌کننده‌ها در دستور زبان

partitives and fractions

تقسیم‌کننده‌ها و کسور

partitives for food

تقسیم‌کننده‌ها برای غذا

partitives in linguistics

تقسیم‌کننده‌ها در زبان‌شناسی

partitives of time

تقسیم‌کننده‌های زمان

partitives in english

تقسیم‌کننده‌ها در انگلیسی

partitives and whole

تقسیم‌کننده‌ها و کل

partitives in sentences

تقسیم‌کننده‌ها در جملات

partitives for drinks

تقسیم‌کننده‌ها برای نوشیدنی

جملات نمونه

partitives can help clarify quantities in a sentence.

حذفه‌ها می‌توانند به روشن شدن مقادیر در یک جمله کمک کنند.

she bought a few partitives of cheese for the recipe.

او چند حذفه‌ از پنیر برای دستور غذا خرید.

understanding partitives is essential for mastering english grammar.

درک حذفه‌ها برای تسلط بر دستور زبان انگلیسی ضروری است.

he used partitives to express his preferences in food.

او از حذفه‌ها برای بیان ترجیحات غذایی خود استفاده کرد.

partitives can be tricky when learning a new language.

حذفه‌ها می‌توانند در هنگام یادگیری یک زبان جدید مشکل‌ساز باشند.

in english, we often use partitives with uncountable nouns.

در انگلیسی، ما اغلب از حذفه‌ها با اسامی غیرقابل شمارش استفاده می‌کنیم.

partitives can sometimes change the meaning of a sentence.

حذفه‌ها گاهی اوقات می‌توانند معنای یک جمله را تغییر دهند.

many students struggle with the concept of partitives.

بسیاری از دانش‌آموزان با مفهوم حذفه‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.

he explained how to use partitives effectively in writing.

او توضیح داد که چگونه می‌توان از حذفه‌ها به طور مؤثر در نوشتن استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید