pasang

[ایالات متحده]/pəˈsæŋ/
[بریتانیا]/pəˈsæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جفت کردن؛ تطبیق دادن؛ زوج کردن
n. جفت؛ زوج؛ تطبیق؛ (مکان) باسان، تایلند
شکل‌های واژه
جمعpasangs

عبارات و ترکیب‌ها

pasang booth

نصب چادر

pasang lights

نصب نور

easy to pasang

ساده است نصب

being pasang

در حال نصب

pasang mode

حالت نصب

pasang instructions

دستورالعمل نصب

professional pasang

نصب حرفه ای

quick pasang

نصب سریع

pasang equipment

تجهیزات نصب

pasang procedure

رویه نصب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید