patro

[ایالات متحده]/ˈpætrəʊ/
[بریتانیا]/ˈpætroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

comb. فرم واریانت پاتری- (پدر، نسب به پدر)
n. پاترو (نام)
شکل‌های واژه
جمعpatros

عبارات و ترکیب‌ها

patron of arts

مُتَمَكِّنِ فَنَّا

patrol the area

منطقه را بازدید کن

patronize local businesses

کسب و کارهای محلی را حمایت کن

patrolled the streets

خیابان‌ها را بازدید کرد

patrolling the border

مرز را بازدید می‌کنند

patron saint

مُتَمَكِّنِ مُقَدَّس

patronage declined

حمایت کاهش یافت

patronage system

سیستم حمایت

جملات نمونه

the patro of the family works hard every day

پدر خانواده هر روز سخت کار می کند

my patro taught me how to ride a bicycle

پدر من به من یاد داد که چگونه دوچرخه بزند

the patro and his son went fishing yesterday

پدر و پسرش دیروز رفته‌اند دریافت کردن

i respect my patro for his wisdom

من به دلیل حکمت پدرم احترام می گذارم

the patro gave his children advice for life

پدر به فرزندانش مشورت زندگی داد

every sunday, the patro takes his family to church

هر روز یکشنبه، پدر خانواده را به کلیسای می برد

the patro read bedtime stories to his children

پدر داستان‌های خواب به فرزندانش می خواند

my patro always supports my decisions

پدرم همیشه تصمیمات من را حمایت می کند

the patro celebrated his birthday with his family

پدر با خانواده‌اش تولد خود را جشن گرفت

i learned patience from my patro

من صبر را از پدرم یاد گرفتم

the patro taught his son to be responsible

پدر به پسرش یاد داد که مسئول باشد

my patro is my greatest inspiration

پدرم بزرگترین الهام من است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید