bad patzer
حریف بد
patzer move
حرکت باز
patzer mistake
اشتباه باز
patzer play
بازی باز
patzer game
بازی ضعیف
patzer strategy
استراتژی باز
patzer rating
رتبه باز
patzer tactics
تاکتیک باز
patzer level
سطح باز
patzer analysis
تحلیل باز
he is a notorious patzer in chess tournaments.
او یک بازنده معروف در مسابقات شطرنج است.
many players consider him a patzer despite his experience.
بسیاری از بازیکنان با وجود تجربه او، او را یک بازنده می دانند.
her mistakes made her look like a patzer in the game.
اشتباهاتش باعث شد در طول بازی مانند یک بازنده به نظر برسد.
even seasoned players can have a patzer moment.
حتی بازیکنان با تجربه نیز می توانند یک لحظه بازنده داشته باشند.
he played like a patzer, missing obvious moves.
او مانند یک بازنده بازی کرد و حرکت های آشکار را از دست داد.
don't be a patzer; think before you move.
یک بازنده نباشید؛ قبل از حرکت فکر کنید.
she felt like a patzer after losing to a beginner.
او بعد از باختن به یک مبتدی احساس کرد که یک بازنده است.
his strategy was so poor that he seemed like a patzer.
استراتژی او آنقدر ضعیف بود که به نظر می رسید یک بازنده است.
in the world of chess, a patzer often learns the hard way.
در دنیای شطرنج، یک بازنده اغلب به سختی یاد می گیرد.
she was labeled a patzer after her series of blunders.
او پس از سری اشتباهاتش به عنوان یک بازنده شناخته شد.
bad patzer
حریف بد
patzer move
حرکت باز
patzer mistake
اشتباه باز
patzer play
بازی باز
patzer game
بازی ضعیف
patzer strategy
استراتژی باز
patzer rating
رتبه باز
patzer tactics
تاکتیک باز
patzer level
سطح باز
patzer analysis
تحلیل باز
he is a notorious patzer in chess tournaments.
او یک بازنده معروف در مسابقات شطرنج است.
many players consider him a patzer despite his experience.
بسیاری از بازیکنان با وجود تجربه او، او را یک بازنده می دانند.
her mistakes made her look like a patzer in the game.
اشتباهاتش باعث شد در طول بازی مانند یک بازنده به نظر برسد.
even seasoned players can have a patzer moment.
حتی بازیکنان با تجربه نیز می توانند یک لحظه بازنده داشته باشند.
he played like a patzer, missing obvious moves.
او مانند یک بازنده بازی کرد و حرکت های آشکار را از دست داد.
don't be a patzer; think before you move.
یک بازنده نباشید؛ قبل از حرکت فکر کنید.
she felt like a patzer after losing to a beginner.
او بعد از باختن به یک مبتدی احساس کرد که یک بازنده است.
his strategy was so poor that he seemed like a patzer.
استراتژی او آنقدر ضعیف بود که به نظر می رسید یک بازنده است.
in the world of chess, a patzer often learns the hard way.
در دنیای شطرنج، یک بازنده اغلب به سختی یاد می گیرد.
she was labeled a patzer after her series of blunders.
او پس از سری اشتباهاتش به عنوان یک بازنده شناخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید