pauperes

[ایالات متحده]/ˈpɔːpəriːz/
[بریتانیا]/ˈpɔːpəriz/

ترجمه

adj. فقیر؛ محروم؛ بدون پول

عبارات و ترکیب‌ها

pauperes christi

خیارهای خدای

the pauperes

خیارهای

pauperes muti

خیارهای معمول

pauperes nubentes

خیارهای نامه

pauperes infirmi

خیارهای ضعیف

pauperes validi

خیارهای سالم

pauperes et divites

خیارهای و ثروتمندان

pauperes iacent

خیارهای دراز می‌کشند

pauperes sunt

خیارهای هستند

جملات نمونه

the committee was established to assist the pauperes in the rural villages.

کمیته برای کمک به فقیrar در روستاها تأسیس شد.

medieval hospitals often provided shelter for the pauperes.

بیمارستان‌های میانه‌ای اغلب مأوا می‌دادند به فقیrar.

state records listed him as one of the pauperes.

دفاتر دولت او را به عنوان یکی از فقیrar ثبت کردند.

laws were passed to protect the pauperes from exploitation.

قوانینی برای حفاظت فقیrar از سوءاستفاده تصویب شد.

the archives contain a list of local pauperes.

آرشیو‌ها فهرستی از فقیrar محلی را شامل می‌شود.

the new tax burdened the pauperes the most.

مالیات جدید بیشترین بار را بر فقیrar گذاشت.

the nun dedicated her life to caring for the pauperes.

راهبه زندگی خود را به مراقبت از فقیrar وقف کرد.

he argued that the church has a duty to the pauperes.

او می‌گفت کلیسای دستوری به فقیrar دارد.

sociologists studied the living conditions of the pauperes.

جامعه‌شناسان شرایط زندگی فقیrar را مورد مطالعه قرار دادند.

they collected clothing for the pauperes.

آن‌ها لباس‌هایی برای فقیrar جمع‌آوری کردند.

the government established a fund for the pauperes.

دولت یک صندوق را برای فقیrar تأسیس کرد.

she felt deep sympathy for the pauperes.

او احساس همدردی عمیقی نسبت به فقیrar داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید