pda

[ایالات متحده]/ˌpiː-diːˈeɪ/
[بریتانیا]/ˌpiː-diːˈeɪ/

ترجمه

abbr. دستیار دیجیتال شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

pda device

دستگاه PDA

using a pda

استفاده از PDA

pda screen

صفحه نمایش PDA

pda software

نرم‌افزار PDA

pda application

برنامه PDA

my pda

PDA من

pda functions

توابع PDA

pda features

ویژگی‌های PDA

pda market

بازار PDA

pda sales

فروش PDA

جملات نمونه

the company provided each employee with a new pda.

شرکت به هر کارمند یک PDA جدید ارائه داد.

he used his pda to check his email on the train.

او از PDA خود برای بررسی ایمیلش در قطار استفاده کرد.

the sales team relied on their pdas for customer data.

تیم فروش برای داده‌های مشتری به PDAهای خود متکی بود.

she updated the pda's software last week.

او هفته گذشته نرم‌افزار PDA را به‌روزرسانی کرد.

the pda's battery life was surprisingly long.

عمر باتری PDA به طور غیرمنتظره‌ای طولانی بود.

he synced his pda with his desktop computer.

او PDA خود را با کامپیوتر رومیزی خود همگام کرد.

the pda allowed him to stay organized on the road.

PDA به او اجازه داد در طول سفر منظم بماند.

the pda's screen was small but clear.

صفحه نمایش PDA کوچک اما واضح بود.

she lost her pda while traveling in europe.

او PDA خود را در حین سفر به اروپا گم کرد.

the pda contained important contact information.

PDA حاوی اطلاعات تماس مهم بود.

he purchased a rugged pda for outdoor use.

او یک PDA قوی برای استفاده در فضای باز خریداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید