peacocked

[ایالات متحده]/ˈpiːkɒkt/
[بریتانیا]/ˈpiːkɑːkt/

ترجمه

v. خود را به نمایش گذاشتن; به شیوه‌ای خودپسندانه راه رفتن
n. طاووس; شخص خودپسند; (طاووس) نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

peacocked around

گویی با اعتماد به نفس قدم زد

peacocked his tail

با غرور دنباله‌اش را به نمایش گذاشت

peacocked with pride

با افتخار خودنمایی کرد

peacocked for attention

برای جلب توجه خودنمایی کرد

peacocked in public

در حضور عموم خودنمایی کرد

peacocked like crazy

به شدت خودنمایی کرد

peacocked his outfit

لباسش را به نمایش گذاشت

peacocked for show

برای نمایش خودنمایی کرد

peacocked in style

با سبک و ظرافت خودنمایی کرد

peacocked with flair

با سبک و جذابیت خودنمایی کرد

جملات نمونه

he really peacocked at the party last night.

او واقعاً در مهمانی شب گذشته خودنمایی کرد.

she peacocked her new dress to impress everyone.

او لباس جدیدش را به نمایش گذاشت تا همه را تحت تاثیر قرار دهد.

they peacocked around, showing off their trophies.

آنها در اطراف خودنمایی می‌کردند و جام خود را به نمایش می‌گذاشتند.

during the meeting, she peacocked her achievements.

در طول جلسه، او دستاوردهای خود را به نمایش گذاشت.

they peacocked their skills during the talent show.

آنها مهارت‌های خود را در طول نمایش استعداد به نمایش گذاشتند.

he peacocked his connections in the industry.

او ارتباطات خود را در صنعت به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید