clucking

[ایالات متحده]/ˈklʌkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (صدای تولید شده توسط مرغ‌ها)
slang احمق، بی‌خود

عبارات و ترکیب‌ها

clucking sound

صدای کل‌کل

clucking chicken

مرغ کل‌کل

clucking noise

صدای کل‌کل

clucking hen

مرغی که کل‌کل می‌کند

clucking away

در حال کل‌کل کردن

clucking loudly

کل‌کل کردن با صدای بلند

clucking softly

کل‌کل کردن به آرامی

clucking rhythm

ریتم کل‌کل

clucking flock

گله کل‌کل

clucking in delight

کل‌کل کردن با خوشحالی

جملات نمونه

the hen was clucking loudly in the yard.

مرغ به شدت در حیاط با صدای بلند کلک می زد.

i could hear the clucking of the chickens from afar.

من می توانستم صدای کلک زدن مرغ ها را از دور بشنوم.

she was clucking in delight at the sight of the chicks.

او با دیدن جوجه ها با خوشحالی کلک می زد.

the farmer enjoyed the clucking sounds of his flock.

کشاورز از صدای کلک زدن گله اش لذت می برد.

clucking can indicate that a hen is feeling safe.

کلک زدن می تواند نشان دهد که یک مرغ احساس امنیت می کند.

we heard the clucking as we walked past the coop.

ما صدای کلک زدن را شنیدیم وقتی از کنار کلبه عبور کردیم.

the children laughed at the clucking of the playful chickens.

بچه ها از صدای کلک زدن مرغ های بازیگوش خندیدند.

clucking is a common sound among domestic chickens.

کلک زدن یک صدای رایج در بین مرغ های اهلی است.

she imitated the clucking of a chicken for fun.

او برای تفریح صدای کلک زدن یک مرغ را تقلید کرد.

the clucking noise signaled the end of feeding time.

صدای کلک زدن نشان دهنده پایان زمان غذا خوردن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید