pedantic

[ایالات متحده]/pəˈdæntɪk/
[بریتانیا]/pɪ'dæntɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد نگران جزئیات ریز یا رسمیت‌ها، به ویژه در تدریس

جملات نمونه

a pedantic attention to details.

توجه دقیق و جزئی‌نگرانه به جزئیات.

a pedantic use of long words

استفاده بیش از حد دقیق و طولانی از کلمات

a pedantic discussion on the heritage movement.

بحثی دقیق در مورد جنبش میراث.

pedantic observance of the rules

رعایت دقیق و جزئی‌نگرانه قوانین

a pedantic style of writing;

سبک نوشتاری بیش از حد دقیق;

Trotsky states "The laws of history have nothing in common with a pedantic schematism"(4).

تروتسکی می‌گوید: «قوانین تاریخ هیچ ارتباطی با طرح‌ریزی بیش از حد دقیق ندارند»(4).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید