| جمع | peglegs |
wooden pegleg
پاپایی چوبی
pegleg pirate
pirate با پاپایی
peglegs and hooks
پاپاییها و چراغهای گریپ
with a pegleg
با یک پاپایی
pegleg walker
پیادهرو با پاپایی
old pegleg
پاپایی قدیمی
wear a pegleg
پاپایی پوشیدن
carved pegleg
پاپایی چوبی تراشیده شده
artificial pegleg
پاپایی مصنوعی
pegleg story
داستان پاپایی
the old pirate hobbled across the deck on his wooden pegleg.
پیر هاکر با پاپای چوبی خود روی پل پیاده روی کرد.
he carved a new pegleg from a sturdy piece of oak.
او یک پاپای جدید را از یک قطعه چوب گردو محکم ساخت.
years of use had worn down the tip of his pegleg.
سالهای استفاده باعث از بین رفتن نوک پاپای او شده بود.
the sailor adjusted the leather straps securing his pegleg.
نوری با چرخهای چرمی که پاپایش را محکم میکرد، تنظیم کرد.
a distinct thump echoed through the hallway as he walked on his pegleg.
وقتی روی پاپایش پیاده میرفت، یک ضربه متمایز از طریق راهرو تکان داد.
the caricature of the captain always included a parrot and a pegleg.
کاریکاتور کپیتان همیشه یک پرندگان و یک پاپای را شامل میشد.
after the accident, he learned to navigate the ship with a pegleg.
پس از حادثه، او یاد گرفت که با یک پاپای کشتی را هدایت کند.
he tapped his pegleg rhythmically against the floorboards while waiting.
در حالی که منتظر میماند، او به طور ریتمیک پاپایش را روی تختههای زمین ضربه میزند.
the museum display featured a genuine pegleg from the 18th century.
نمایشگاه موزه یک پاپای واقعی از قرن 18 را نمایش میداد.
replacing a broken pegleg was a common necessity for seafarers in the past.
تعویض یک پاپای شکسته در گذشته برای سفرهای دریایی یک ضرورت رایج بود.
he accidentally stubbed his pegleg on the corner of the heavy table.
او به اشتباه پاپایش را روی گوشه میز سنگین خورد.
wooden pegleg
پاپایی چوبی
pegleg pirate
pirate با پاپایی
peglegs and hooks
پاپاییها و چراغهای گریپ
with a pegleg
با یک پاپایی
pegleg walker
پیادهرو با پاپایی
old pegleg
پاپایی قدیمی
wear a pegleg
پاپایی پوشیدن
carved pegleg
پاپایی چوبی تراشیده شده
artificial pegleg
پاپایی مصنوعی
pegleg story
داستان پاپایی
the old pirate hobbled across the deck on his wooden pegleg.
پیر هاکر با پاپای چوبی خود روی پل پیاده روی کرد.
he carved a new pegleg from a sturdy piece of oak.
او یک پاپای جدید را از یک قطعه چوب گردو محکم ساخت.
years of use had worn down the tip of his pegleg.
سالهای استفاده باعث از بین رفتن نوک پاپای او شده بود.
the sailor adjusted the leather straps securing his pegleg.
نوری با چرخهای چرمی که پاپایش را محکم میکرد، تنظیم کرد.
a distinct thump echoed through the hallway as he walked on his pegleg.
وقتی روی پاپایش پیاده میرفت، یک ضربه متمایز از طریق راهرو تکان داد.
the caricature of the captain always included a parrot and a pegleg.
کاریکاتور کپیتان همیشه یک پرندگان و یک پاپای را شامل میشد.
after the accident, he learned to navigate the ship with a pegleg.
پس از حادثه، او یاد گرفت که با یک پاپای کشتی را هدایت کند.
he tapped his pegleg rhythmically against the floorboards while waiting.
در حالی که منتظر میماند، او به طور ریتمیک پاپایش را روی تختههای زمین ضربه میزند.
the museum display featured a genuine pegleg from the 18th century.
نمایشگاه موزه یک پاپای واقعی از قرن 18 را نمایش میداد.
replacing a broken pegleg was a common necessity for seafarers in the past.
تعویض یک پاپای شکسته در گذشته برای سفرهای دریایی یک ضرورت رایج بود.
he accidentally stubbed his pegleg on the corner of the heavy table.
او به اشتباه پاپایش را روی گوشه میز سنگین خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید