pepped up
حس خوب
pepped mood
حالت خوب
pepped feeling
احساس خوب
pepped energy
انرژی خوب
pepped team
تیم با نشاط
pepped performance
عملکرد خوب
pepped attitude
نگاه مثبت
pepped spirits
روحیه خوب
pepped session
جلسه پر انرژی
pepped workout
تمرین با نشاط
she pepped up the party with her dancing.
او با رقص خود، مهمانی را پرانرژی کرد.
the coach pepped the team before the big game.
مربی تیم را قبل از بازی بزرگ، پرانرژی کرد.
he always knows how to pep up a dull meeting.
او همیشه میداند چگونه یک جلسه خستهکننده را پرانرژی کند.
the music really pepped up the crowd.
موسیقی واقعاً جمعیت را پرانرژی کرد.
she drank coffee to pep herself up in the morning.
او برای اینکه صبحها خود را پرانرژی کند، قهوه نوشید.
they pepped up their presentation with colorful visuals.
آنها ارائه خود را با تصاویر رنگارنگ پرانرژی کردند.
after the pep talk, everyone felt more motivated.
بعد از صحبتهای انگیزهبخش، همه احساس انگیزه بیشتری کردند.
she always knows how to pep up her friends.
او همیشه میداند چگونه دوستان خود را پرانرژی کند.
he needs something to pep up his routine.
او به چیزی برای پرانرژی کردن روتین خود نیاز دارد.
the new decor really pepped up the office.
دکوراسیون جدید واقعاً فضای دفتر را پرانرژی کرد.
pepped up
حس خوب
pepped mood
حالت خوب
pepped feeling
احساس خوب
pepped energy
انرژی خوب
pepped team
تیم با نشاط
pepped performance
عملکرد خوب
pepped attitude
نگاه مثبت
pepped spirits
روحیه خوب
pepped session
جلسه پر انرژی
pepped workout
تمرین با نشاط
she pepped up the party with her dancing.
او با رقص خود، مهمانی را پرانرژی کرد.
the coach pepped the team before the big game.
مربی تیم را قبل از بازی بزرگ، پرانرژی کرد.
he always knows how to pep up a dull meeting.
او همیشه میداند چگونه یک جلسه خستهکننده را پرانرژی کند.
the music really pepped up the crowd.
موسیقی واقعاً جمعیت را پرانرژی کرد.
she drank coffee to pep herself up in the morning.
او برای اینکه صبحها خود را پرانرژی کند، قهوه نوشید.
they pepped up their presentation with colorful visuals.
آنها ارائه خود را با تصاویر رنگارنگ پرانرژی کردند.
after the pep talk, everyone felt more motivated.
بعد از صحبتهای انگیزهبخش، همه احساس انگیزه بیشتری کردند.
she always knows how to pep up her friends.
او همیشه میداند چگونه دوستان خود را پرانرژی کند.
he needs something to pep up his routine.
او به چیزی برای پرانرژی کردن روتین خود نیاز دارد.
the new decor really pepped up the office.
دکوراسیون جدید واقعاً فضای دفتر را پرانرژی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید