pepped

[ایالات متحده]/pɛpt/
[بریتانیا]/pɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته pep؛ به انرژی دادن؛ به افزودن علاقه به؛ به هیجان آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

pepped up

حس خوب

pepped mood

حالت خوب

pepped feeling

احساس خوب

pepped energy

انرژی خوب

pepped team

تیم با نشاط

pepped performance

عملکرد خوب

pepped attitude

نگاه مثبت

pepped spirits

روحیه خوب

pepped session

جلسه پر انرژی

pepped workout

تمرین با نشاط

جملات نمونه

she pepped up the party with her dancing.

او با رقص خود، مهمانی را پرانرژی کرد.

the coach pepped the team before the big game.

مربی تیم را قبل از بازی بزرگ، پرانرژی کرد.

he always knows how to pep up a dull meeting.

او همیشه می‌داند چگونه یک جلسه خسته‌کننده را پرانرژی کند.

the music really pepped up the crowd.

موسیقی واقعاً جمعیت را پرانرژی کرد.

she drank coffee to pep herself up in the morning.

او برای اینکه صبح‌ها خود را پرانرژی کند، قهوه نوشید.

they pepped up their presentation with colorful visuals.

آنها ارائه‌ خود را با تصاویر رنگارنگ پرانرژی کردند.

after the pep talk, everyone felt more motivated.

بعد از صحبت‌های انگیزه‌بخش، همه احساس انگیزه بیشتری کردند.

she always knows how to pep up her friends.

او همیشه می‌داند چگونه دوستان خود را پرانرژی کند.

he needs something to pep up his routine.

او به چیزی برای پرانرژی کردن روتین خود نیاز دارد.

the new decor really pepped up the office.

دکوراسیون جدید واقعاً فضای دفتر را پرانرژی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید