percenter

[ایالات متحده]/pəˈsɜːntə/
[بریتانیا]/pərˈsɛntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که درصدی از یک عدد پایه است؛ احتمال اینکه درصد معینی باشد؛ وضعیتی با احتمال درصد معین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

top percenter

بهترین درصد

wealthy percenter

درصد ثروتمند

elite percenter

درصد نخبه

high percenter

درصد بالا

best percenter

بهترین درصد

successful percenter

درصد موفق

average percenter

درصد متوسط

low percenter

درصد پایین

young percenter

درصد جوان

old percenter

درصد پیر

جملات نمونه

he is a ten percenter when it comes to his contributions.

او در مورد کمک‌هایش یک ده درصد است.

only a small percenter of the population supports the new policy.

فقط درصد کمی از جمعیت از سیاست جدید حمایت می کنند.

she is in the top one percenter of her class.

او در بین بهترین یک درصد کلاس خود قرار دارد.

the company aims to increase its market share by a few percenters.

شرکت قصد دارد سهم بازار خود را چند درصد افزایش دهد.

he only gets paid a percenter of what he deserves.

او فقط یک درصد از آنچه شایسته است دریافت می کند.

she is a five percenter in the competitive field of finance.

او در زمینه مالی رقابتی، پنج درصد است.

they are considering a one percenter increase in their budget.

آنها در حال بررسی افزایش یک درصدی بودجه خود هستند.

he is part of the two percenter club of successful entrepreneurs.

او بخشی از باشگاه دو درصدی کارآفرینان موفق است.

only a percenter of the students applied for the scholarship.

فقط یک درصد از دانش آموزان برای بورسیه درخواست کردند.

the survey revealed that a significant percenter of voters are undecided.

نظرسنجی نشان داد که درصد قابل توجهی از رای دهندگان مردد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید