perder el tiempo
از دست دادن وقت
perder peso
کاهش وزن
perder la paciencia
از دست دادن صبر
perder el tren
از دست دادن قطار
perder de vista
از دست دادن از دید
perder el interés
از دست دادن علاقه
perder el control
از دست دادن کنترل
perder el miedo
از دست دادن ترس
perder el rumbo
از دست دادن مسیر
perder importancia
از دست دادن اهمیت
perdí las llaves de mi casa yesterday.
من کلیدهای خانه ام را دیروز گم کردم.
nuestro equipo perdió el partido por un punto.
تیم ما بازی را با یک امتیاز باخت.
no quiero perder esta oportunidad única.
من نمیخواهم این فرصت یکتا را از دست بدهم.
ella perdió mucho peso después de la dieta.
او بعد از رژیم غذایی وزن زیادی از دست داد.
perdí el tren de las ocho esta mañana.
من قطار ساعت هشت را امروز صبح گم کردم.
el negocio está perdiendo clientes rápidamente.
کسب و کار به سرعت مشتریان را از دست میدهد.
no quiero perderte jamás.
من هرگز نمیخواهم تو را از دست بدهم.
perdió la vida en el accidente tragic.
او در آن حادثه تراژیک جان خود را از دست داد.
estamos perdiendo tiempo valioso.
ما در حال از دست دادن زمان ارزشمند هستیم.
perdió su fortuna en la inversión fallida.
او ثروت خود را در سرمایهگذاری ناموفق از دست داد.
ella perdió la esperanza de encontrarlo.
او امید یافتن او را از دست داد.
no quiero perderme la fiesta de mañana.
من نمیخواهم جشن فردا را از دست بدهم.
el teléfono perdió señal en esa zona.
تلفن در آن منطقه سیگنال از دست داد.
perder el tiempo
از دست دادن وقت
perder peso
کاهش وزن
perder la paciencia
از دست دادن صبر
perder el tren
از دست دادن قطار
perder de vista
از دست دادن از دید
perder el interés
از دست دادن علاقه
perder el control
از دست دادن کنترل
perder el miedo
از دست دادن ترس
perder el rumbo
از دست دادن مسیر
perder importancia
از دست دادن اهمیت
perdí las llaves de mi casa yesterday.
من کلیدهای خانه ام را دیروز گم کردم.
nuestro equipo perdió el partido por un punto.
تیم ما بازی را با یک امتیاز باخت.
no quiero perder esta oportunidad única.
من نمیخواهم این فرصت یکتا را از دست بدهم.
ella perdió mucho peso después de la dieta.
او بعد از رژیم غذایی وزن زیادی از دست داد.
perdí el tren de las ocho esta mañana.
من قطار ساعت هشت را امروز صبح گم کردم.
el negocio está perdiendo clientes rápidamente.
کسب و کار به سرعت مشتریان را از دست میدهد.
no quiero perderte jamás.
من هرگز نمیخواهم تو را از دست بدهم.
perdió la vida en el accidente tragic.
او در آن حادثه تراژیک جان خود را از دست داد.
estamos perdiendo tiempo valioso.
ما در حال از دست دادن زمان ارزشمند هستیم.
perdió su fortuna en la inversión fallida.
او ثروت خود را در سرمایهگذاری ناموفق از دست داد.
ella perdió la esperanza de encontrarlo.
او امید یافتن او را از دست داد.
no quiero perderme la fiesta de mañana.
من نمیخواهم جشن فردا را از دست بدهم.
el teléfono perdió señal en esa zona.
تلفن در آن منطقه سیگنال از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید