The streets are periodically scavenged.
کوچهها به صورت دورهای جمعآوری زبالهها میشوند.
Sea mammals must emerge periodically to breathe.
پستانداران دریایی باید به طور دوره ای برای تنفس بیرون بیایند.
The results show that the impeller flows periodically under large negative prewhirl angle.
نتایج نشان میدهد که پروانه به صورت دورهای تحت زاویه پیشگرد منفی بزرگ جریان دارد.
In eastern China, transgression occured periodically during Eogene, and formed specially paleobio-cenosis,mineral association and rock type.
در شرق چین، رخنه در دوران یوژن به صورت دورهای رخ داد و به طور خاص پالیوبیوزیس، تداخل مواد معدنی و نوع سنگ را تشکیل داد.
The time-varying and incommutable character of the coefficient matrix of periodically time-varying linear systems are the bottleneck of the design for high precision direct integration methods.
ماهیت متغیر و غیرقابل تغییر ماتریس ضرایب سیستمهای خطی متغیر دورهای، گلوگاه طراحی روشهای انتگرالگیری مستقیم با دقت بالا است.
As part of the program, Lown Scholars may also return to Harvard periodically for short-term stays of one week to several months to continue collaborations.
به عنوان بخشی از برنامه، محققان لوون نیز ممکن است به طور دورهای برای اقامتهای کوتاهمدت یک تا چند ماهه به منظور ادامه همکاریها به هاروارد بازگردند.
Halosere A plant community in a succession that starts on land periodically inundated by the sea. Haloseres include salt-and flooding-tolerant pioneer communities on mudflats and saltmarshes.
هالوسر یک اجتماع گیاهی در یک توالی که در خشکی به طور دورهای توسط دریا آبگرفتگی میشود. هالوسرها شامل جوامع پیشگام مقاوم به نمک و سیل در مناطق رسوبی و مردابهای نمکی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید