peristomal

[ایالات متحده]/pəˈrɪstəməl/
[بریتانیا]/pəˈrɪstəməl/

ترجمه

adj. مربوط به یا در ارتباط با دهانه، دریچه یا روزنه

جملات نمونه

the peristomal skin requires gentle cleaning with mild soap and water.

پوست دور استوما نیاز به تمیز کردن ملایم با صابون و آب ملایم دارد.

peristomal complications are common among patients with new ostomies.

عوارض استومای محیطی در بین بیماران با استومی جدید شایع است.

proper peristomal care can prevent serious infections.

مراقبت مناسب از پوست دور استوما می‌تواند از بروز عفونت‌های جدی جلوگیری کند.

the nurse demonstrated correct peristomal hygiene techniques.

پرستار تکنیک های بهداشتی صحیح پوست دور استوما را نشان داد.

patients should inspect the peristomal area daily for signs of irritation.

بیماران باید روزانه ناحیه پوست دور استوما را برای علائم تحریک بررسی کنند.

severe peristomal dermatitis may require prescription medication.

درماتیت شدید پوست دور استوما ممکن است نیاز به دارو با نسخه داشته باشد.

moisture-associated skin damage often occurs in the peristomal region.

آسیب پوستی مرتبط با رطوبت اغلب در ناحیه پوست دور استوما رخ می دهد.

the surgeon measured the peristomal area before placing the appliance.

جراح ناحیه پوست دور استوما را قبل از قرار دادن دستگاه اندازه‌گیری کرد.

education about peristomal management improves quality of life.

آموزش در مورد مدیریت پوست دور استوما کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.

peristomal excoriation can be painful and difficult to treat.

گزانت پوست دور استوما می‌تواند دردناک و دشوار باشد.

some patients develop allergic reactions to peristomal adhesives.

برخی از بیماران به چسب های پوست دور استوما آلرژی نشان می دهند.

the peristomal skin barrier helps protect delicate tissue.

لایه محافظ پوست دور استوما به محافظت از بافت های حساس کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید