I was not a permissive parent.
من یک والد بیش از حد آزاد نبودم.
a highly permissive attitude
یک نگرش بسیار آزادانه
a society that is sexually permissive
جامعه ای که از نظر جنسی آزاد است
the Hague Convention was permissive, not mandatory.
کنوانسیون لاهه اختیاری بود، اجباری نبود.
the mutants grow well at the permissive temperature.
جهشیافتگیها در دمای مجاز به خوبی رشد میکنند.
the permissive society of the 60s and 70s.
جامعه آزاد دهه 60 و 70.
critics believe we are now reaping the harvest of our permissive ways.
منتقدان معتقدند که اکنون در حال برداشت محصول از روش های بیش از حد آزادانه خود هستیم.
I was not a permissive parent.
من یک والد بیش از حد آزاد نبودم.
a highly permissive attitude
یک نگرش بسیار آزادانه
a society that is sexually permissive
جامعه ای که از نظر جنسی آزاد است
the Hague Convention was permissive, not mandatory.
کنوانسیون لاهه اختیاری بود، اجباری نبود.
the mutants grow well at the permissive temperature.
جهشیافتگیها در دمای مجاز به خوبی رشد میکنند.
the permissive society of the 60s and 70s.
جامعه آزاد دهه 60 و 70.
critics believe we are now reaping the harvest of our permissive ways.
منتقدان معتقدند که اکنون در حال برداشت محصول از روش های بیش از حد آزادانه خود هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید