permuted order
ترتیب تغییر یافته
permuted results
نتایج تغییر یافته
permuted data
دادههای تغییر یافته
permuted sequence
توالی تغییر یافته
permuted sets
مجموعههای تغییر یافته
permuted values
مقادیر تغییر یافته
permuted elements
عناصر تغییر یافته
permuted combinations
ترکیبات تغییر یافته
permuted patterns
الگوهای تغییر یافته
permuted groups
گروههای تغییر یافته
the letters were permuted to create a new word.
حروف برای ایجاد یک کلمه جدید جابجا شدند.
she permuted the numbers to find different combinations.
او اعداد را جابجا کرد تا ترکیبات مختلفی پیدا کند.
the data was permuted for better analysis.
داده ها برای تجزیه و تحلیل بهتر جابجا شدند.
he permuted the elements to solve the puzzle.
او المانها را جابجا کرد تا معما را حل کند.
the team permuted their strategies to improve performance.
تیم استراتژیهای خود را جابجا کرد تا عملکرد را بهبود بخشد.
different arrangements can be permuted to achieve various results.
چیدمانهای مختلف را میتوان جابجا کرد تا نتایج مختلفی به دست آورد.
she permuted the colors in the design for a fresh look.
او رنگها را در طرح جابجا کرد تا ظاهری نو داشته باشد.
the algorithm permuted the input data efficiently.
الگوریتم دادههای ورودی را به طور کارآمد جابجا کرد.
they permuted the seating arrangement for the event.
آنها چیدمان صندلیها را برای رویداد جابجا کردند.
in mathematics, elements can be permuted in many ways.
در ریاضیات، میتوان المانها را به روشهای مختلف جابجا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید