permuted

[ایالات متحده]/pəˈmjuːtɪd/
[بریتانیا]/pərˈmjuːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی permute

عبارات و ترکیب‌ها

permuted order

ترتیب تغییر یافته

permuted results

نتایج تغییر یافته

permuted data

داده‌های تغییر یافته

permuted sequence

توالی تغییر یافته

permuted sets

مجموعه‌های تغییر یافته

permuted values

مقادیر تغییر یافته

permuted elements

عناصر تغییر یافته

permuted combinations

ترکیبات تغییر یافته

permuted patterns

الگوهای تغییر یافته

permuted groups

گروه‌های تغییر یافته

جملات نمونه

the letters were permuted to create a new word.

حروف برای ایجاد یک کلمه جدید جابجا شدند.

she permuted the numbers to find different combinations.

او اعداد را جابجا کرد تا ترکیبات مختلفی پیدا کند.

the data was permuted for better analysis.

داده ها برای تجزیه و تحلیل بهتر جابجا شدند.

he permuted the elements to solve the puzzle.

او المان‌ها را جابجا کرد تا معما را حل کند.

the team permuted their strategies to improve performance.

تیم استراتژی‌های خود را جابجا کرد تا عملکرد را بهبود بخشد.

different arrangements can be permuted to achieve various results.

چیدمان‌های مختلف را می‌توان جابجا کرد تا نتایج مختلفی به دست آورد.

she permuted the colors in the design for a fresh look.

او رنگ‌ها را در طرح جابجا کرد تا ظاهری نو داشته باشد.

the algorithm permuted the input data efficiently.

الگوریتم داده‌های ورودی را به طور کارآمد جابجا کرد.

they permuted the seating arrangement for the event.

آنها چیدمان صندلی‌ها را برای رویداد جابجا کردند.

in mathematics, elements can be permuted in many ways.

در ریاضیات، می‌توان المان‌ها را به روش‌های مختلف جابجا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید