peroxidizing hair
پرکسید کردن مو
peroxidizing solution
حلاله پرکسید کننده
peroxidizing process
فرآیند پرکسید کردن
slowly peroxidizing
پرکسید کردن به آرامی
peroxidizing agent
ماده پرکسید کننده
peroxidizing teeth
پرکسید کردن دندان
peroxidizing effect
اثر پرکسید کردن
the enzyme is actively peroxidizing the substrate.
آنزیم به طور فعال ماده مورد نظر را اکسید می کند.
lipid peroxidizing can damage cell membranes.
اکسید شدن لیپیدها می تواند غشای سلولی را آسیب بزند.
we observed significant peroxidizing activity in the sample.
ما فعالیت اکسید کنندگی معنی داری در نمونه مشاهده کردیم.
the process involves peroxidizing unsaturated fatty acids.
این فرآیند شامل اکسید شدن اسیدهای چرب ناسطحی می باشد.
excessive peroxidizing contributes to oxidative stress.
اکسید شدن زیاد به استرس اکسیداتیو کمک می کند.
the researchers studied peroxidizing mechanisms in detail.
پژوهشگران به طور جزئی مکانیسم های اکسید شدن را مطالعه کردند.
antioxidants can inhibit peroxidizing chain reactions.
آنتی اکسیدان ها می توانند واکنش های زنجیره ای اکسید شدن را مهار کنند.
the food contained compounds preventing peroxidizing.
این غذا مولکول هایی داشت که از اکسید شدن جلوگیری می کرد.
peroxidizing of ldl is linked to atherosclerosis.
اکسید شدن LDL با اسکлерوز عروقی مرتبط است.
the assay measures the rate of peroxidizing reactions.
این آزمایش نرخ واکنش های اکسید شدن را اندازه گیری می کند.
the product is susceptible to peroxidizing under light.
این محصول در نور به اکسید شدن میل دارد.
peroxidizing hair
پرکسید کردن مو
peroxidizing solution
حلاله پرکسید کننده
peroxidizing process
فرآیند پرکسید کردن
slowly peroxidizing
پرکسید کردن به آرامی
peroxidizing agent
ماده پرکسید کننده
peroxidizing teeth
پرکسید کردن دندان
peroxidizing effect
اثر پرکسید کردن
the enzyme is actively peroxidizing the substrate.
آنزیم به طور فعال ماده مورد نظر را اکسید می کند.
lipid peroxidizing can damage cell membranes.
اکسید شدن لیپیدها می تواند غشای سلولی را آسیب بزند.
we observed significant peroxidizing activity in the sample.
ما فعالیت اکسید کنندگی معنی داری در نمونه مشاهده کردیم.
the process involves peroxidizing unsaturated fatty acids.
این فرآیند شامل اکسید شدن اسیدهای چرب ناسطحی می باشد.
excessive peroxidizing contributes to oxidative stress.
اکسید شدن زیاد به استرس اکسیداتیو کمک می کند.
the researchers studied peroxidizing mechanisms in detail.
پژوهشگران به طور جزئی مکانیسم های اکسید شدن را مطالعه کردند.
antioxidants can inhibit peroxidizing chain reactions.
آنتی اکسیدان ها می توانند واکنش های زنجیره ای اکسید شدن را مهار کنند.
the food contained compounds preventing peroxidizing.
این غذا مولکول هایی داشت که از اکسید شدن جلوگیری می کرد.
peroxidizing of ldl is linked to atherosclerosis.
اکسید شدن LDL با اسکлерوز عروقی مرتبط است.
the assay measures the rate of peroxidizing reactions.
این آزمایش نرخ واکنش های اکسید شدن را اندازه گیری می کند.
the product is susceptible to peroxidizing under light.
این محصول در نور به اکسید شدن میل دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید