perpetrated

[ایالات متحده]/ˈpɜː.pə.treɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈpɜr.pə.treɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مرتکب شدن جرم یا عمل نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

crime perpetrated

جرایم ارتکاب شده

act perpetrated

اقدام ارتکاب شده

violence perpetrated

خشونت ارتکاب شده

fraud perpetrated

تقلب ارتکاب شده

attack perpetrated

حمله ارتکاب شده

offense perpetrated

جرایم ارتکاب شده

deceit perpetrated

فریب ارتکاب شده

scam perpetrated

کلاهبرداری ارتکاب شده

assault perpetrated

ضرب و شتم ارتکاب شده

abuse perpetrated

سوء استفاده ارتکاب شده

جملات نمونه

the crime was perpetrated under the cover of darkness.

جنایت در پوشش تاریکی شب انجام شد.

he was accused of having perpetrated the fraud.

او به انجام کلاهبرداری متهم شده بود.

the attack was perpetrated by a group of extremists.

حمله توسط گروهی از افراط‌گرایان انجام شد.

many believe that the violence was perpetrated for political gain.

بسیاری معتقدند خشونت برای کسب سود سیاسی انجام شده است.

they investigated the crimes perpetrated during the war.

آنها جنایاتی که در طول جنگ مرتکب شده بودند را بررسی کردند.

the fraud was perpetrated using sophisticated technology.

کلاهبرداری با استفاده از فناوری پیشرفته انجام شد.

she felt guilty for the harm perpetrated against the innocent.

او برای آسیب‌هایی که به بی‌گناهان وارد شده بود، احساس گناه می‌کرد.

the scandal involved a series of lies perpetrated by officials.

رسوایی شامل مجموعه‌ای از دروغ‌هایی بود که توسط مقامات انجام شده بود.

he was found guilty of having perpetrated a hate crime.

او به دلیل انجام یک جرم نفرت گناهکار شناخته شد.

the organization works to prevent crimes perpetrated against children.

این سازمان برای جلوگیری از جرایمی که علیه کودکان مرتکب می‌شود، تلاش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید