persnickety

[ایالات متحده]/pəˈsnɪk.ɪ.ti/
[بریتانیا]/pərˈsnɪk.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وسواسی و خاص در مورد جزئیات؛ به طور مفرط نگران جزئیات کوچک؛ سخت‌گیر؛ دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

persnickety details

جزئیات بسیار دقیق

persnickety eater

غذاخوری بسیار دقیق

persnickety about

در مورد بسیار دقیق

persnickety taste

سلیقه بسیار دقیق

persnickety person

شخص بسیار دقیق

persnickety style

سبک بسیار دقیق

persnickety rules

قوانین بسیار دقیق

persnickety nature

طبع بسیار دقیق

persnickety preferences

ترجیحات بسیار دقیق

persnickety critic

منتقد بسیار دقیق

جملات نمونه

my persnickety cat only eats gourmet food.

گربه‌ی من که بسیار حساس است، فقط غذای گران‌قیمت می‌خورد.

she has a persnickety taste in fashion.

او در مورد مد سلیقه‌ی بسیار خاصی دارد.

the persnickety customer complained about the service.

مشتری بسیار حساس در مورد خدمات شکایت کرد.

he is known for being persnickety about details.

او به خاطر سخت‌گیری در مورد جزئیات شناخته شده است.

her persnickety nature makes her hard to please.

طبع حساس او باعث می‌شود که او را راضی کردن سخت باشد.

they have a persnickety approach to quality control.

آنها رویکرد بسیار خاصی به کنترل کیفیت دارند.

the persnickety editor rejected the manuscript.

ویراستار بسیار حساس دست‌نویس را رد کرد.

his persnickety habits annoy his friends.

عادت‌های سخت‌گیرانه‌اش دوستانش را آزار می‌دهد.

my persnickety neighbor always complains about noise.

همسایه‌ی من که بسیار حساس است، همیشه در مورد سر و صدا شکایت می‌کند.

she is persnickety when it comes to choosing a restaurant.

او در انتخاب رستوران بسیار حساس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید