perspicacities

[ایالات متحده]/ˌpɜːspɪˈkæsɪtiz/
[بریتانیا]/ˌpɜrspɪˈkæsɪtiz/

ترجمه

n. بینش؛ تیزبینی در فهم

عبارات و ترکیب‌ها

keen perspicacities

بینش‌های دقیق

sharp perspicacities

بینش‌های تیزبینانه

unique perspicacities

بینش‌های منحصر به فرد

profound perspicacities

بینش‌های عمیق

rare perspicacities

بینش‌های نادر

valuable perspicacities

بینش‌های ارزشمند

critical perspicacities

بینش‌های حیاتی

insightful perspicacities

بینش‌های روشنگرانه

natural perspicacities

بینش‌های طبیعی

intuitive perspicacities

بینش‌های غریزی

جملات نمونه

her perspicacities about human behavior are impressive.

دیدگاه‌های او در مورد رفتار انسان قابل توجه است.

his perspicacities in business strategy helped the company thrive.

دیدگاه‌های او در استراتژی کسب و کار به رشد شرکت کمک کرد.

the author's perspicacities reveal deep truths about society.

دیدگاه‌های نویسنده حقایق عمیقی در مورد جامعه را آشکار می‌کند.

she shared her perspicacities during the conference.

او دیدگاه‌های خود را در طول کنفرانس به اشتراک گذاشت.

his perspicacities often lead to innovative solutions.

دیدگاه‌های او اغلب منجر به راه حل‌های نوآورانه می‌شود.

they valued her perspicacities in the decision-making process.

آنها به دیدگاه‌های او در فرآیند تصمیم‌گیری ارزش قائل بودند.

her perspicacities into the market trends were invaluable.

دیدگاه‌های او در مورد روند بازار بسیار ارزشمند بود.

he has a knack for perspicacities that others overlook.

او استعداد خاصی در ارائه دیدگاه‌هایی دارد که دیگران از آن غافل می‌شوند.

his perspicacities often challenge conventional wisdom.

دیدگاه‌های او اغلب با خرد متعارف به چالش می‌کشد.

her perspicacities into psychological issues are enlightening.

دیدگاه‌های او در مورد مسائل روان‌شناختی روشنگر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید