pertaining

[ایالات متحده]/pəˈteɪnɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈteɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به; متعلق به; ذاتی به

عبارات و ترکیب‌ها

pertaining to

مرتبط با

pertaining issues

مسائل مربوطه

pertaining matters

موارد مربوطه

pertaining information

اطلاعات مربوطه

pertaining documents

اسناد مربوطه

pertaining regulations

مقررات مربوطه

pertaining context

زمینه مربوطه

pertaining data

داده‌های مربوطه

pertaining topics

موضوعات مربوطه

pertaining aspects

جنبه‌های مربوطه

جملات نمونه

there are several documents pertaining to the project.

چندین سند مرتبط با پروژه وجود دارد.

she has expertise pertaining to environmental science.

او تخصص مرتبط با علوم محیطی دارد.

we discussed issues pertaining to customer service.

ما در مورد مسائل مربوط به خدمات مشتری بحث کردیم.

he wrote a report pertaining to the financial status of the company.

او گزارشی در مورد وضعیت مالی شرکت نوشت.

there are laws pertaining to privacy that must be followed.

قوانینی در مورد حریم خصوصی وجود دارد که باید رعایت شود.

her research focuses on topics pertaining to human behavior.

تحقیقات او بر موضوعات مرتبط با رفتار انسان تمرکز دارد.

the meeting will cover matters pertaining to the new policy.

جلسه به موضوعات مربوط به سیاست جدید می پردازد.

we need to gather information pertaining to the upcoming event.

ما باید اطلاعات مربوط به رویداد آینده را جمع آوری کنیم.

there are guidelines pertaining to safety that everyone should know.

دستورالعمل های مربوط به ایمنی وجود دارد که همه باید آنها را بدانند.

his comments were pertinent to the issues pertaining to our discussion.

نظرات او مرتبط با مسائلی بود که در مورد بحث ما داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید