petered

[ایالات متحده]/ˈpiːtəd/
[بریتانیا]/ˈpiːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج کاهش یافتن یا ناپدید شدن; به تدریج کم شدن; به مرور زمان ضعیف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

petered out

کاهش یافت

petered away

به تدریج محو شد

petered down

به تدریج کاهش یافت

petered off

به تدریج متوقف شد

petered into

به تدریج وارد شد

petered along

به تدریج پیش رفت

petered through

به تدریج از میان عبور کرد

petered past

به تدریج از کنار عبور کرد

petered back

به تدریج عقب نشینی کرد

petered forward

به تدریج به جلو رفت

جملات نمونه

the excitement of the event quickly petered out.

هیجان رویداد به سرعت فروکش کرد.

his interest in the project started strong but soon petered.

علاقه او به پروژه قوی شروع شد اما به زودی کم‌رنگ شد.

the crowd's enthusiasm began to peter as the night went on.

همانطور که شب پیش می‌رفت، شور و اشتیاق جمعیت شروع به فروکش کردن کرد.

after a few hours, our energy levels had petered away.

بعد از چند ساعت، سطح انرژی ما تحلیل رفت.

the conversation was lively at first, but it eventually petered.

صحبت در ابتدا پر جنب و جوش بود، اما در نهایت کم‌رنگ شد.

her enthusiasm for the project has slowly petered over time.

اشتیاق او به پروژه در طول زمان به آرامی فروکش کرده است.

the thrill of the game began to peter as the score gap widened.

همانطور که اختلاف امتیاز افزایش یافت، هیجان بازی شروع به فروکش کردن کرد.

as the deadline approached, my motivation began to peter out.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شد، انگیزه من شروع به تحلیل رفت.

the initial hype around the product quickly petered after launch.

تب اولیه پیرامون محصول پس از عرضه به سرعت فروکش کرد.

his passion for the hobby eventually petered after years of practice.

اشتیاق او به این سرگرمی پس از سال‌ها تمرین به تدریج فروکش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید