petered out
کاهش یافت
petered away
به تدریج محو شد
petered down
به تدریج کاهش یافت
petered off
به تدریج متوقف شد
petered into
به تدریج وارد شد
petered along
به تدریج پیش رفت
petered through
به تدریج از میان عبور کرد
petered past
به تدریج از کنار عبور کرد
petered back
به تدریج عقب نشینی کرد
petered forward
به تدریج به جلو رفت
the excitement of the event quickly petered out.
هیجان رویداد به سرعت فروکش کرد.
his interest in the project started strong but soon petered.
علاقه او به پروژه قوی شروع شد اما به زودی کمرنگ شد.
the crowd's enthusiasm began to peter as the night went on.
همانطور که شب پیش میرفت، شور و اشتیاق جمعیت شروع به فروکش کردن کرد.
after a few hours, our energy levels had petered away.
بعد از چند ساعت، سطح انرژی ما تحلیل رفت.
the conversation was lively at first, but it eventually petered.
صحبت در ابتدا پر جنب و جوش بود، اما در نهایت کمرنگ شد.
her enthusiasm for the project has slowly petered over time.
اشتیاق او به پروژه در طول زمان به آرامی فروکش کرده است.
the thrill of the game began to peter as the score gap widened.
همانطور که اختلاف امتیاز افزایش یافت، هیجان بازی شروع به فروکش کردن کرد.
as the deadline approached, my motivation began to peter out.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، انگیزه من شروع به تحلیل رفت.
the initial hype around the product quickly petered after launch.
تب اولیه پیرامون محصول پس از عرضه به سرعت فروکش کرد.
his passion for the hobby eventually petered after years of practice.
اشتیاق او به این سرگرمی پس از سالها تمرین به تدریج فروکش کرد.
petered out
کاهش یافت
petered away
به تدریج محو شد
petered down
به تدریج کاهش یافت
petered off
به تدریج متوقف شد
petered into
به تدریج وارد شد
petered along
به تدریج پیش رفت
petered through
به تدریج از میان عبور کرد
petered past
به تدریج از کنار عبور کرد
petered back
به تدریج عقب نشینی کرد
petered forward
به تدریج به جلو رفت
the excitement of the event quickly petered out.
هیجان رویداد به سرعت فروکش کرد.
his interest in the project started strong but soon petered.
علاقه او به پروژه قوی شروع شد اما به زودی کمرنگ شد.
the crowd's enthusiasm began to peter as the night went on.
همانطور که شب پیش میرفت، شور و اشتیاق جمعیت شروع به فروکش کردن کرد.
after a few hours, our energy levels had petered away.
بعد از چند ساعت، سطح انرژی ما تحلیل رفت.
the conversation was lively at first, but it eventually petered.
صحبت در ابتدا پر جنب و جوش بود، اما در نهایت کمرنگ شد.
her enthusiasm for the project has slowly petered over time.
اشتیاق او به پروژه در طول زمان به آرامی فروکش کرده است.
the thrill of the game began to peter as the score gap widened.
همانطور که اختلاف امتیاز افزایش یافت، هیجان بازی شروع به فروکش کردن کرد.
as the deadline approached, my motivation began to peter out.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، انگیزه من شروع به تحلیل رفت.
the initial hype around the product quickly petered after launch.
تب اولیه پیرامون محصول پس از عرضه به سرعت فروکش کرد.
his passion for the hobby eventually petered after years of practice.
اشتیاق او به این سرگرمی پس از سالها تمرین به تدریج فروکش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید