legal pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery in court
حقوقبازیهای کثیف در دادگاه
pettifoggery tactics
تاکتیکهای حقوقبازیهای کثیف
avoid pettifoggery
از حقوقبازیهای کثیف اجتناج کنید
expose pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف را افشا کنید
pettifoggery disputes
اختلافات حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery practices
روشهای حقوقبازیهای کثیف
condemn pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف را محکوم کنید
pettifoggery issues
مشکلات حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery claims
ادعاهای حقوقبازیهای کثیف
the lawyer's pettifoggery was evident in his arguments.
رفتارهای فریبکارانه وکیل در استدلالهای او آشکار بود.
we cannot tolerate such pettifoggery in our discussions.
ما نمیتوانیم چنین رفتار فریبکارانهای را در بحثهای خود تحمل کنیم.
his pettifoggery only served to confuse the issue further.
رفتار فریبکارانه او فقط باعث سردرگمی بیشتر موضوع شد.
the debate was marred by the pettifoggery of some participants.
بحث را رفتار فریبکارانه برخی از شرکتکنندگان خراب کرد.
she dismissed his pettifoggery as a waste of time.
او رفتار فریبکارانه او را دور ریختن وقت تشخیص داد.
his pettifoggery was a distraction from the main topic.
رفتار فریبکارانه او باعث حواسپرتی از موضوع اصلی شد.
they engaged in pettifoggery rather than addressing real problems.
آنها به جای پرداختن به مشکلات واقعی، به رفتارهای فریبکارانه روی آوردند.
the committee's pettifoggery delayed the decision-making process.
رفتار فریبکارانه کمیته باعث تاخیر در فرآیند تصمیمگیری شد.
his reputation suffered due to his constant pettifoggery.
به دلیل رفتار فریبکارانه مداوم او، شهرت او آسیب دید.
in an effort to avoid pettifoggery, they focused on the facts.
برای جلوگیری از رفتار فریبکارانه، آنها بر روی حقایق تمرکز کردند.
legal pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery in court
حقوقبازیهای کثیف در دادگاه
pettifoggery tactics
تاکتیکهای حقوقبازیهای کثیف
avoid pettifoggery
از حقوقبازیهای کثیف اجتناج کنید
expose pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف را افشا کنید
pettifoggery disputes
اختلافات حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery practices
روشهای حقوقبازیهای کثیف
condemn pettifoggery
حقوقبازیهای کثیف را محکوم کنید
pettifoggery issues
مشکلات حقوقبازیهای کثیف
pettifoggery claims
ادعاهای حقوقبازیهای کثیف
the lawyer's pettifoggery was evident in his arguments.
رفتارهای فریبکارانه وکیل در استدلالهای او آشکار بود.
we cannot tolerate such pettifoggery in our discussions.
ما نمیتوانیم چنین رفتار فریبکارانهای را در بحثهای خود تحمل کنیم.
his pettifoggery only served to confuse the issue further.
رفتار فریبکارانه او فقط باعث سردرگمی بیشتر موضوع شد.
the debate was marred by the pettifoggery of some participants.
بحث را رفتار فریبکارانه برخی از شرکتکنندگان خراب کرد.
she dismissed his pettifoggery as a waste of time.
او رفتار فریبکارانه او را دور ریختن وقت تشخیص داد.
his pettifoggery was a distraction from the main topic.
رفتار فریبکارانه او باعث حواسپرتی از موضوع اصلی شد.
they engaged in pettifoggery rather than addressing real problems.
آنها به جای پرداختن به مشکلات واقعی، به رفتارهای فریبکارانه روی آوردند.
the committee's pettifoggery delayed the decision-making process.
رفتار فریبکارانه کمیته باعث تاخیر در فرآیند تصمیمگیری شد.
his reputation suffered due to his constant pettifoggery.
به دلیل رفتار فریبکارانه مداوم او، شهرت او آسیب دید.
in an effort to avoid pettifoggery, they focused on the facts.
برای جلوگیری از رفتار فریبکارانه، آنها بر روی حقایق تمرکز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید