underhandedness

[ایالات متحده]/[ˈʌndəˌhændɪdnəs]/
[بریتانیا]/[ˈʌndərˌhændɪdnəs]/

ترجمه

n. رفتار غیر صادقانه یا فریبکارانه؛ نیرنگ؛ ویژگی زیردست بودن (n)

عبارات و ترکیب‌ها

avoid underhandedness

اجتناب از رفتار‌های زیرکانه

exposing underhandedness

افشای رفتار‌های زیرکانه

displaying underhandedness

نشان دادن رفتار‌های زیرکانه

investigating underhandedness

بررسی رفتار‌های زیرکانه

condemning underhandedness

محکوم کردن رفتار‌های زیرکانه

detecting underhandedness

تشخیص رفتار‌های زیرکانه

fear of underhandedness

ترس از رفتار‌های زیرکانه

reprehensible underhandedness

رفتار‌های زیرکانه ناپسند

instances of underhandedness

موارد رفتار‌های زیرکانه

root of underhandedness

ریشه رفتار‌های زیرکانه

جملات نمونه

the company's underhandedness in securing the contract was widely criticized.

رفت و روبد دست و زیرکانه شرکت در به دست گرفتن قرارداد به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.

we suspected his underhandedness when he started offering unusual incentives.

ما به مشکوک بودن او به خاطر رفتارهای غیرشفافش پی بردیم وقتی شروع به ارائه مشوق‌های غیرمعمول کرد.

the investigation revealed a pattern of underhandedness within the department.

تحقیقات نشان داد که یک الگوی رفت و روبد دست و زیرکانه در داخل بخش وجود دارد.

his underhandedness ultimately led to his downfall and expulsion from the firm.

رفت و روبد دست و زیرکانه او در نهایت منجر به سقوط و اخراج او از شرکت شد.

the politician's underhandedness during the campaign was a disgrace to the process.

رفت و روبد دست و زیرکانه سیاستمدار در طول کمپین، توهینی به روند بود.

despite his charm, his underhandedness was evident to those who knew him well.

با وجود جذابیتش، رفت و روبد دست و زیرکانه او برای کسانی که او را خوب می‌شناختند آشکار بود.

the whistleblower exposed the corporation's underhandedness in manipulating the market.

افشاگر، رفت و روبد دست و زیرکانه شرکت را در دستکاری بازار آشکار کرد.

we were shocked by the level of underhandedness involved in the deal.

ما از میزان رفت و روبد دست و زیرکانه درگیر در معامله شوکه شدیم.

the judge warned against any further displays of underhandedness in the courtroom.

قاضی در مورد هرگونه نمایش بیشتر رفت و روبد دست و زیرکانه در دادگاه هشدار داد.

the team's success was marred by accusations of underhandedness against one player.

موفقیت تیم با اتهامات رفت و روبد دست و زیرکانه علیه یکی از بازیکنان لکه‌دار شد.

he was known for his ruthless tactics and underhandedness in business negotiations.

او به خاطر تاکتیک‌های بی‌رحمانه و رفت و روبد دست و زیرکانه خود در مذاکرات تجاری شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید