pettinesses

[ایالات متحده]/ˈpɛtɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈpɛtɪnəsɪz/

ترجمه

n. مسائل بی‌اهمیت; رفتار زشت یا کینه‌توز; خسیسی; کوچکی در اندازه یا مقدار

عبارات و ترکیب‌ها

small pettinesses

کوچک‌جویی‌های جزئی

daily pettinesses

کوچک‌جویی‌های روزانه

overlook pettinesses

نادیده گرفتن کوچک‌جویی‌ها

avoid pettinesses

اجتناب از کوچک‌جویی‌ها

embrace pettinesses

پذیرش کوچک‌جویی‌ها

discuss pettinesses

بحث درباره کوچک‌جویی‌ها

recognize pettinesses

تشخیص کوچک‌جویی‌ها

appreciate pettinesses

قدردانی از کوچک‌جویی‌ها

expose pettinesses

افشای کوچک‌جویی‌ها

criticize pettinesses

انتقاد از کوچک‌جویی‌ها

جملات نمونه

we often get caught up in the pettinesses of daily life.

ما اغلب در مسائل جزئی و پیش پا افتاده زندگی گرفتار می‌شویم.

let’s not focus on the pettinesses that divide us.

بیایید روی مسائل جزئی که ما را از هم جدا می‌کند تمرکز نکنیم.

she refused to engage in the pettinesses of office politics.

او از درگیر شدن در مسائل جزئی سیاست‌های اداری امتناع کرد.

his pettinesses often overshadow his good qualities.

مسائل جزئی او اغلب بر نقاط مثبتش سایه می‌اندازد.

they argued over the pettinesses of the contract.

آنها بر سر مسائل جزئی قرارداد بحث کردند.

ignoring pettinesses can lead to a more harmonious relationship.

نادیده گرفتن مسائل جزئی می‌تواند منجر به یک رابطه هماهنگ‌تر شود.

in times of crisis, pettinesses should be set aside.

در زمان بحران، مسائل جزئی باید کنار گذاشته شوند.

she often finds herself bogged down by the pettinesses of life.

او اغلب خود را درگیر مسائل جزئی زندگی می‌بیند.

we need to rise above the pettinesses and focus on the bigger picture.

ما باید برتر از مسائل جزئی باشیم و بر تصویر بزرگتر تمرکز کنیم.

pettinesses can ruin friendships if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، مسائل جزئی می‌توانند دوستی‌ها را خراب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید