philanders

[ایالات متحده]/fɪˈlændəz/
[بریتانیا]/fɪˈlændərz/

ترجمه

v. به برقراری روابط جنسی غیررسمی یا نامشروع مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

he philanders

او خیانت می‌کند

she philanders

او خیانت می‌کند

philanders often

او اغلب خیانت می‌کند

philanders secretly

او به طور مخفیانه خیانت می‌کند

philanders frequently

او به طور مکرر خیانت می‌کند

he philanders around

او در اطراف خیانت می‌کند

she philanders too

او هم خیانت می‌کند

philanders with others

او با دیگران خیانت می‌کند

philanders behind back

او پشت سر دیگران خیانت می‌کند

philanders for fun

او برای تفریح خیانت می‌کند

جملات نمونه

he philanders while claiming to be committed.

او در حالی که ادعا می‌کند متعهد است، ناموفید است.

she discovered that her husband philanders.

او متوجه شد که شوهرش ناموفید است.

it's painful to know he philanders behind my back.

دانستن اینکه او پشت سر من ناموفید است، دردناک است.

they warned her that he often philanders.

آنها به او هشدار دادند که او اغلب ناموفید است.

he philanders, but she chooses to ignore it.

او ناموفید است، اما او تصمیم می‌گیرد آن را نادیده بگیرد.

many believe he only philanders for attention.

بسیاری معتقدند که او فقط برای جلب توجه ناموفید است.

she confronted him about his philandering ways.

او او را در مورد روش‌های ناموفیدی‌اش روبرو کرد.

his reputation for philandering precedes him.

شهرت او برای ناموفیدی پیش از او وجود دارد.

philandering can destroy relationships.

ناموفیدی می‌تواند روابط را نابود کند.

he promised to stop philandering after their fight.

او قول داد که پس از دعوای آنها ناموفیدی را متوقف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید