he philanders
او خیانت میکند
she philanders
او خیانت میکند
philanders often
او اغلب خیانت میکند
philanders secretly
او به طور مخفیانه خیانت میکند
philanders frequently
او به طور مکرر خیانت میکند
he philanders around
او در اطراف خیانت میکند
she philanders too
او هم خیانت میکند
philanders with others
او با دیگران خیانت میکند
philanders behind back
او پشت سر دیگران خیانت میکند
philanders for fun
او برای تفریح خیانت میکند
he philanders while claiming to be committed.
او در حالی که ادعا میکند متعهد است، ناموفید است.
she discovered that her husband philanders.
او متوجه شد که شوهرش ناموفید است.
it's painful to know he philanders behind my back.
دانستن اینکه او پشت سر من ناموفید است، دردناک است.
they warned her that he often philanders.
آنها به او هشدار دادند که او اغلب ناموفید است.
he philanders, but she chooses to ignore it.
او ناموفید است، اما او تصمیم میگیرد آن را نادیده بگیرد.
many believe he only philanders for attention.
بسیاری معتقدند که او فقط برای جلب توجه ناموفید است.
she confronted him about his philandering ways.
او او را در مورد روشهای ناموفیدیاش روبرو کرد.
his reputation for philandering precedes him.
شهرت او برای ناموفیدی پیش از او وجود دارد.
philandering can destroy relationships.
ناموفیدی میتواند روابط را نابود کند.
he promised to stop philandering after their fight.
او قول داد که پس از دعوای آنها ناموفیدی را متوقف کند.
he philanders
او خیانت میکند
she philanders
او خیانت میکند
philanders often
او اغلب خیانت میکند
philanders secretly
او به طور مخفیانه خیانت میکند
philanders frequently
او به طور مکرر خیانت میکند
he philanders around
او در اطراف خیانت میکند
she philanders too
او هم خیانت میکند
philanders with others
او با دیگران خیانت میکند
philanders behind back
او پشت سر دیگران خیانت میکند
philanders for fun
او برای تفریح خیانت میکند
he philanders while claiming to be committed.
او در حالی که ادعا میکند متعهد است، ناموفید است.
she discovered that her husband philanders.
او متوجه شد که شوهرش ناموفید است.
it's painful to know he philanders behind my back.
دانستن اینکه او پشت سر من ناموفید است، دردناک است.
they warned her that he often philanders.
آنها به او هشدار دادند که او اغلب ناموفید است.
he philanders, but she chooses to ignore it.
او ناموفید است، اما او تصمیم میگیرد آن را نادیده بگیرد.
many believe he only philanders for attention.
بسیاری معتقدند که او فقط برای جلب توجه ناموفید است.
she confronted him about his philandering ways.
او او را در مورد روشهای ناموفیدیاش روبرو کرد.
his reputation for philandering precedes him.
شهرت او برای ناموفیدی پیش از او وجود دارد.
philandering can destroy relationships.
ناموفیدی میتواند روابط را نابود کند.
he promised to stop philandering after their fight.
او قول داد که پس از دعوای آنها ناموفیدی را متوقف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید