social phobic
ترس اجتماعی
agoraphobic person
شخص آگورافوبیک
claustrophobic space
فضای کلاستروفوبیک
homophobic attitudes
نگرشهای هموفوبیک
xenophobic behavior
رفتار زنوفوبیک
arachnophobic reaction
واکنش آرانهوفوبیک
phobic response
پاسخ فوبیک
transphobic remarks
اظهارات تبعیضآمیز علیه افراد ترنس
agoraphobic symptoms
علائم آگورافوبیا
phobic disorder
اختلال فوبیک
she is phobic about spiders.
او در مورد عنکبوتها ترس دارد.
many people are phobic about public speaking.
بسیاری از مردم در مورد صحبت کردن در جمع ترس دارند.
his phobic reactions to heights are well-known.
واکنشهای ترسناک او به ارتفاعات به خوبی شناخته شده است.
she seeks therapy to overcome her phobic fears.
او برای غلبه بر ترسهای خود به دنبال درمان است.
he feels phobic when he sees a snake.
وقتی مار میبیند، ترس دارد.
being phobic about germs can affect daily life.
ترس از میکروبها میتواند بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.
her phobic tendencies have limited her travel opportunities.
گرایشهای ترسناک او فرصتهای سفرش را محدود کرده است.
he was diagnosed with a phobic disorder.
او به اختلال ترس تشخیص داده شد.
overcoming phobic reactions takes time and effort.
غلبه بر واکنشهای ترسناک زمان و تلاش میبرد.
she avoids situations that trigger her phobic responses.
او از موقعیتهایی که باعث واکنشهای ترسناک او میشوند، اجتناب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید