phobic

[ایالات متحده]/ˈfəʊbɪk/
[بریتانیا]/ˈfoʊbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن ترس یا تنفر غیرمنطقی؛ مرتبط با فوبیا

عبارات و ترکیب‌ها

social phobic

ترس اجتماعی

agoraphobic person

شخص آگورافوبیک

claustrophobic space

فضای کلاستروفوبیک

homophobic attitudes

نگرش‌های هموفوبیک

xenophobic behavior

رفتار زنوفوبیک

arachnophobic reaction

واکنش آرانهوفوبیک

phobic response

پاسخ فوبیک

transphobic remarks

اظهارات تبعیض‌آمیز علیه افراد ترنس

agoraphobic symptoms

علائم آگورافوبیا

phobic disorder

اختلال فوبیک

جملات نمونه

she is phobic about spiders.

او در مورد عنکبوت‌ها ترس دارد.

many people are phobic about public speaking.

بسیاری از مردم در مورد صحبت کردن در جمع ترس دارند.

his phobic reactions to heights are well-known.

واکنش‌های ترسناک او به ارتفاعات به خوبی شناخته شده است.

she seeks therapy to overcome her phobic fears.

او برای غلبه بر ترس‌های خود به دنبال درمان است.

he feels phobic when he sees a snake.

وقتی مار می‌بیند، ترس دارد.

being phobic about germs can affect daily life.

ترس از میکروب‌ها می‌تواند بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.

her phobic tendencies have limited her travel opportunities.

گرایش‌های ترسناک او فرصت‌های سفرش را محدود کرده است.

he was diagnosed with a phobic disorder.

او به اختلال ترس تشخیص داده شد.

overcoming phobic reactions takes time and effort.

غلبه بر واکنش‌های ترسناک زمان و تلاش می‌برد.

she avoids situations that trigger her phobic responses.

او از موقعیت‌هایی که باعث واکنش‌های ترسناک او می‌شوند، اجتناب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید