phone-booth rental
اجارهگرفتن تلفنعمومی
he ducked into a phone-booth to make a quick call.
او برای تماس سریع به داخل یک تلفنکابین پرید.
the old phone-booth stood empty on the street corner.
تلفنکابین قدیمی در گوشه خیابان خالی ایستاده بود.
she searched frantically for a phone-booth to report the accident.
او به طور دیوانهوار به دنبال یک تلفنکابین برای گزارش تصادف بود.
remember when people used phone-booths all the time?
یادش بخیر، چه زمانی مردم همیشه از تلفنکابین استفاده میکردند؟
the graffiti on the phone-booth was quite colorful.
نقاشی دیواری روی تلفنکابین بسیار رنگارنگ بود.
he crammed himself into the tiny phone-booth.
او خودش را در تلفنکابین کوچک جا کرد.
the phone-booth offered a moment of privacy.
تلفنکابین لحظهای حریم خصوصی را فراهم میکرد.
she leaned against the phone-booth, waiting for him.
او در حالی که منتظر او بود به تلفنکابین تکیه کرد.
the city removed several phone-booths due to lack of use.
به دلیل عدم استفاده، شهر چندین تلفنکابین را حذف کرد.
he found a working phone-booth downtown.
او یک تلفنکابین کارساز را در مرکز شهر پیدا کرد.
the phone-booth was a relic of a bygone era.
تلفنکابین نشانهای از دوران گذشته بود.
phone-booth rental
اجارهگرفتن تلفنعمومی
he ducked into a phone-booth to make a quick call.
او برای تماس سریع به داخل یک تلفنکابین پرید.
the old phone-booth stood empty on the street corner.
تلفنکابین قدیمی در گوشه خیابان خالی ایستاده بود.
she searched frantically for a phone-booth to report the accident.
او به طور دیوانهوار به دنبال یک تلفنکابین برای گزارش تصادف بود.
remember when people used phone-booths all the time?
یادش بخیر، چه زمانی مردم همیشه از تلفنکابین استفاده میکردند؟
the graffiti on the phone-booth was quite colorful.
نقاشی دیواری روی تلفنکابین بسیار رنگارنگ بود.
he crammed himself into the tiny phone-booth.
او خودش را در تلفنکابین کوچک جا کرد.
the phone-booth offered a moment of privacy.
تلفنکابین لحظهای حریم خصوصی را فراهم میکرد.
she leaned against the phone-booth, waiting for him.
او در حالی که منتظر او بود به تلفنکابین تکیه کرد.
the city removed several phone-booths due to lack of use.
به دلیل عدم استفاده، شهر چندین تلفنکابین را حذف کرد.
he found a working phone-booth downtown.
او یک تلفنکابین کارساز را در مرکز شهر پیدا کرد.
the phone-booth was a relic of a bygone era.
تلفنکابین نشانهای از دوران گذشته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید