phyla

[ایالات متحده]/ˈfaɪlə/
[بریتانیا]/ˈfaɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رده

عبارات و ترکیب‌ها

animal phyla

phyla جانوری

plant phyla

phyla گیاهی

phyla classification

طبقه بندی phyla

phyla diversity

تنوع phyla

phyla evolution

تکامل phyla

phyla characteristics

ویژگی های phyla

phyla examples

نمونه های phyla

phyla studies

مطالعات phyla

phyla relationships

روابط phyla

phyla taxonomy

طبقه شناسی phyla

جملات نمونه

different phyla exhibit unique characteristics.

ویژگی‌های منحصر به فرد را نشان می‌دهند.

scientists classify organisms into various phyla.

دانشمندان موجودات زنده را به انواع مختلف فیلوم‌ها تقسیم‌بندی می‌کنند.

each phylum has its own evolutionary history.

هر فیلوم تاریخ تکاملی خاص خود را دارد.

phyla can be distinguished by their body plans.

فیلوم‌ها را می‌توان با توجه به طرح بدنشان تشخیص داد.

there are over 30 recognized animal phyla.

بیش از 30 فیلوم جانوری شناخته شده وجود دارد.

botanists study the different plant phyla.

گیاه‌شناسان فیلوم‌های مختلف گیاهی را مطالعه می‌کنند.

invertebrates belong to several distinct phyla.

بی‌مهرگان به چندین فیلوم متمایز تعلق دارند.

phyla play a crucial role in biological classification.

فیلوم‌ها نقش مهمی در طبقه‌بندی زیستی ایفا می‌کنند.

comparing phyla helps scientists understand evolution.

مقایسه فیلوم‌ها به دانشمندان کمک می‌کند تا تکامل را درک کنند.

phyla are essential for organizing biodiversity.

فیلوم‌ها برای سازماندهی تنوع زیستی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید