play pickleball
پیکل بول بازی کردن
pickleball game
بازی پیکل بول
pickleball court
میدان پیکل بول
pickleball paddle
کِف پیکل بول
pickleball practice
تمرین پیکل بول
pickleball rules
قوانین پیکل بول
pickleball tournament
رقابت پیکل بول
pickleball lessons
درسهای پیکل بول
pickleball players
بازیکنان پیکل بول
pickleball scoring
تعداد امتیازات پیکل بول
i play pickleball every weekend at the local park.
من هر هفتهای یک بازی پیکلبال در پارک محلی بازی میکنم.
we joined a pickleball club to meet new friends.
ما به یک کلاس پیکلبال پیوستیم تا دوستهای جدیدی بیابیم.
she signed up for a pickleball tournament next month.
او برای یک مسابقه پیکلبال ماه آینده ثبتنام کرد.
the community center built new pickleball courts this year.
مرکز جامعه امسال محوطههای جدید پیکلبال ساخت.
he bought a new pickleball paddle and a set of balls.
او یک پدلت جدید پیکلبال و یک دسته توپ خرید.
our pickleball match was close, but we won in the end.
بازی پیکلبال ما نزدیک بود، اما در نهایت برنده شدیم.
they take pickleball lessons to improve their technique.
آنها درسهای پیکلبال میگیرند تا فنآوریشان را بهبود بخشند.
after work, we practice pickleball drills for thirty minutes.
پس از کار، ما برای سی دقیقه تمرینهای پیکلبال انجام میدهیم.
bring your pickleball gear, and we will play doubles.
لوازم پیکلبال خود را بیاورید، ما بازی دو نفره انجام خواهیم داد.
the pickleball season starts when the weather warms up.
فصل پیکلبال وقتی شروع میشود که آب و هوا گرم میشود.
good footwork helps you cover the pickleball court quickly.
پایههای خوب به شما کمک میکند تا زمین پیکلبال را به سرعت پوشش دهید.
we reserved a pickleball court online for saturday morning.
ما یک زمین پیکلبال را آنلاین برای صبح شنبه رزرو کردیم.
play pickleball
پیکل بول بازی کردن
pickleball game
بازی پیکل بول
pickleball court
میدان پیکل بول
pickleball paddle
کِف پیکل بول
pickleball practice
تمرین پیکل بول
pickleball rules
قوانین پیکل بول
pickleball tournament
رقابت پیکل بول
pickleball lessons
درسهای پیکل بول
pickleball players
بازیکنان پیکل بول
pickleball scoring
تعداد امتیازات پیکل بول
i play pickleball every weekend at the local park.
من هر هفتهای یک بازی پیکلبال در پارک محلی بازی میکنم.
we joined a pickleball club to meet new friends.
ما به یک کلاس پیکلبال پیوستیم تا دوستهای جدیدی بیابیم.
she signed up for a pickleball tournament next month.
او برای یک مسابقه پیکلبال ماه آینده ثبتنام کرد.
the community center built new pickleball courts this year.
مرکز جامعه امسال محوطههای جدید پیکلبال ساخت.
he bought a new pickleball paddle and a set of balls.
او یک پدلت جدید پیکلبال و یک دسته توپ خرید.
our pickleball match was close, but we won in the end.
بازی پیکلبال ما نزدیک بود، اما در نهایت برنده شدیم.
they take pickleball lessons to improve their technique.
آنها درسهای پیکلبال میگیرند تا فنآوریشان را بهبود بخشند.
after work, we practice pickleball drills for thirty minutes.
پس از کار، ما برای سی دقیقه تمرینهای پیکلبال انجام میدهیم.
bring your pickleball gear, and we will play doubles.
لوازم پیکلبال خود را بیاورید، ما بازی دو نفره انجام خواهیم داد.
the pickleball season starts when the weather warms up.
فصل پیکلبال وقتی شروع میشود که آب و هوا گرم میشود.
good footwork helps you cover the pickleball court quickly.
پایههای خوب به شما کمک میکند تا زمین پیکلبال را به سرعت پوشش دهید.
we reserved a pickleball court online for saturday morning.
ما یک زمین پیکلبال را آنلاین برای صبح شنبه رزرو کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید