picklocks

[ایالات متحده]/ˈpɪk.lɒk/
[بریتانیا]/ˈpɪk.lɑːk/

ترجمه

n. ابزاری برای باز کردن قفل‌ها؛ شخصی که قفل‌ها را باز می‌کند؛ دزد

عبارات و ترکیب‌ها

picklock tool

ابزار قفل‌شکنی

picklock skills

مهارت‌های قفل‌شکنی

picklock set

ست قفل‌شکنی

picklock method

روش قفل‌شکنی

picklock expert

متخصص قفل‌شکنی

picklock crime

جرایم قفل‌شکنی

picklock attempt

تلاش برای قفل‌شکنی

picklock device

وسیله قفل‌شکنی

picklock training

آموزش قفل‌شکنی

picklock laws

قوانین قفل‌شکنی

جملات نمونه

the thief used a picklock to break into the house.

سارق از قفل‌شکنی برای شکستن درب خانه استفاده کرد.

he learned how to picklock from an old friend.

او یاد گرفت که چگونه از یک دوست قدیمی قفل‌شکنی کند.

using a picklock is illegal in many places.

استفاده از قفل‌شکنی در بسیاری از مکان‌ها غیرقانونی است.

the detective found a picklock at the crime scene.

مامور پلیس یک قفل‌شکنی در صحنه جرم پیدا کرد.

she was caught trying to picklock the door.

او در حال تلاش برای قفل‌شکنی درب دستگیر شد.

he carries a picklock in case of emergencies.

او در صورت بروز اضطرار یک قفل‌شکنی همراه دارد.

learning to picklock requires patience and skill.

یادگیری قفل‌شکنی نیاز به صبر و مهارت دارد.

the locksmith advised against using a picklock.

قفل‌ساز استفاده از قفل‌شکنی را توصیه نکرد.

they found a picklock kit hidden in the garage.

آنها یک کیت قفل‌شکنی پنهان شده در گاراژ پیدا کردند.

he was arrested for possession of a picklock.

او به اتهام داشتن قفل‌شکنی دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید