post picquets
پیکتهای نگهبانی
throw out picquets
پیکتهای نگهبانی را پرتاب کن
advance picquets
پیکتهای نگهبانی را پیش ببر
picquet guard
نگهبان پیکت
strengthen the picquets
پیکتهای نگهبانی را تقویت کن
relieve the picquets
پیکتهای نگهبانی را تغییر ده
line of picquets
خط پیکتهای نگهبانی
picquet duty
وظیفه پیکت
picquet station
ایستگاه پیکت
withdraw picquets
پیکتهای نگهبانی را پس بگیر
the gardener planted picquets along the garden border.
چمنپرور در مرز گیاهان پیکتها را کاشته است.
children played with colorful picquets in the backyard.
کودکان در بازیگاه پشت خانه با پیکتهای رنگارنگ بازی میکنند.
the farmer secured the fence with wooden picquets.
کشاورز با پیکتهای چوبی حصار را امن کرده است.
we set up camp picquets to mark our territory.
ما پیکتهای اردو را برای نشان دادن منطقه خود نصب کردیم.
the artist used picquets as part of her sculpture.
هنرمند پیکتها را به عنوان بخشی از اثر خود استفاده کرد.
picquets lined the path leading to the mansion.
پیکتها مسیری که به خانهی بزرگ میرود را پوشاندهاند.
small picquets held the canvas tent in place.
پیکتهای کوچک پتوی کanvas را در جای خود نگه میدارند.
the decorator arranged decorative picquets on the wall.
طراح دکوراسیون پیکتهای زیبایی را روی دیوار چید.
vintage picquets were found in the antique shop.
پیکتهای باستانی در فروشگاه لوازم باستانی یافت شدند.
picquets can be easily pushed into soft soil.
پیکتها راحت در خاک نرم فرو میروند.
the historical site features original iron picquets.
این مکان تاریخی پیکتهای آهنی اصلی را دارد.
we replaced the broken picquets with new ones.
ما پیکتهای شکسته را با جدید جایگزین کردیم.
post picquets
پیکتهای نگهبانی
throw out picquets
پیکتهای نگهبانی را پرتاب کن
advance picquets
پیکتهای نگهبانی را پیش ببر
picquet guard
نگهبان پیکت
strengthen the picquets
پیکتهای نگهبانی را تقویت کن
relieve the picquets
پیکتهای نگهبانی را تغییر ده
line of picquets
خط پیکتهای نگهبانی
picquet duty
وظیفه پیکت
picquet station
ایستگاه پیکت
withdraw picquets
پیکتهای نگهبانی را پس بگیر
the gardener planted picquets along the garden border.
چمنپرور در مرز گیاهان پیکتها را کاشته است.
children played with colorful picquets in the backyard.
کودکان در بازیگاه پشت خانه با پیکتهای رنگارنگ بازی میکنند.
the farmer secured the fence with wooden picquets.
کشاورز با پیکتهای چوبی حصار را امن کرده است.
we set up camp picquets to mark our territory.
ما پیکتهای اردو را برای نشان دادن منطقه خود نصب کردیم.
the artist used picquets as part of her sculpture.
هنرمند پیکتها را به عنوان بخشی از اثر خود استفاده کرد.
picquets lined the path leading to the mansion.
پیکتها مسیری که به خانهی بزرگ میرود را پوشاندهاند.
small picquets held the canvas tent in place.
پیکتهای کوچک پتوی کanvas را در جای خود نگه میدارند.
the decorator arranged decorative picquets on the wall.
طراح دکوراسیون پیکتهای زیبایی را روی دیوار چید.
vintage picquets were found in the antique shop.
پیکتهای باستانی در فروشگاه لوازم باستانی یافت شدند.
picquets can be easily pushed into soft soil.
پیکتها راحت در خاک نرم فرو میروند.
the historical site features original iron picquets.
این مکان تاریخی پیکتهای آهنی اصلی را دارد.
we replaced the broken picquets with new ones.
ما پیکتهای شکسته را با جدید جایگزین کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید