piddles

[ایالات متحده]/ˈpɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈpɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادرار کردن؛ وقت تلف کردن؛ بیهوده وقت گذراندن؛ بی هدف گشتن

عبارات و ترکیب‌ها

piddles and giggles

خنده ها و پیزدلها

piddles of joy

پیزدلهای شادی

little piddles

پیزدلهای کوچک

piddles of laughter

پیزدلهای خنده

piddles around

پیزدل ها در اطراف

piddles in puddles

پیزدل ها در چاله ها

piddles on paper

پیزدل ها روی کاغذ

piddles of fun

پیزدلهای سرگرم کننده

piddles of mischief

پیزدلهای شیطنت

piddles for pets

پیزدل ها برای حیوانات خانگی

جملات نمونه

my dog piddles on the floor when he's excited.

سگ من وقتی هیجان دارد روی زمین ادرار می‌کند.

she quickly took him outside before he piddles in the house.

او سریعاً او را بیرون برد قبل از اینکه در خانه ادرار کند.

it's important to train puppies not to piddles indoors.

آموزش تولپ‌ها برای اینکه در داخل خانه ادرار نکنند مهم است.

after he piddles, he always looks guilty.

بعد از اینکه ادرار می‌کند، همیشه احساس گناه می‌کند.

the vet said it's normal for puppies to piddles frequently.

دامپزشک گفت که طبیعی است که تولپ‌ها به طور مکرر ادرار کنند.

don't scold the puppy when it piddles; it's still learning.

وقتی تولپی ادرار می‌کند او را سرزنش نکنید؛ هنوز در حال یادگیری است.

we took him out every hour to prevent him from piddles indoors.

ما او را هر ساعت بیرون می‌بردیم تا از ادرار کردن او در داخل خانه جلوگیری کنیم.

she praised her puppy when it piddles outside.

وقتی تولپش بیرون ادرار کرد، از او تعریف کرد.

he always piddles a little when he's nervous.

وقتی عصبی است، کمی ادرار می‌کند.

make sure to take your dog out before it piddles in the car.

مطمئن شوید که سگ خود را بیرون می‌برید قبل از اینکه در ماشین ادرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید