pieties

[ایالات متحده]/ˈpaɪəti/
[بریتانیا]/ˈpaɪəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دینداری; احترام; رفتار یا زبان دیندارانه

عبارات و ترکیب‌ها

filial piety

خانواده‌دوستی

جملات نمونه

acts of piety and charity.

اقدامات مربوط به تقوا و خیرخواهى.

piety as the handmaiden of religious faith.

تقوا به عنوان خدمتگوى ایمان دینى.

They were drawn to the church not by piety but by curiosity.

آنها به دلیل تقوا، بلکه به دلیل کنجکاوی به کلیسا جذب شدند.

the accepted pieties of our time.

تقوای پذیرفته شده در زمان ما.

his sincere piety, his large heart always qualify his errors.

تقوای صمیمانه او، قلب بزرگش همیشه اشتباهاتش را جبران می‌کند.

So,the brimless white cap has been called "cap for hierurgy" or "white cap of filial piety".

بنابراین، این کلاه بدون لبه به "کلاه مراسم" یا "کلاه تقوى فرزند" نامیده شده است.

Her mother, a pious woman, attends Mass every morning. When the term refers to insincere piety, however, it is derogatory:

مادرش، زنی با ایمان، هر روز صبح در کلیسا شرکت می‌کند. با این حال، هنگامی که این اصطلاح به ایمان ریاکارانه اشاره دارد، تحقیرآمیز است:

Not be a filial piety,or neglected our own talents;not be a layfolk and that cater for anyone else;we have more self-awareness,and more reason.

نباید یک وظیفه خانوادگی باشد یا از استعدادهای خود غافل شویم؛ نباید یک فرد عادی باشیم و برای دیگران تلاش کنیم؛ ما خودآگاهی بیشتری داریم و دلیل بیشتری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید