displaying piousness
نشان دادن پرهیزکاری
feigned piousness
پرهیزکاری ساختگی
with piousness
با پرهیزکاری
air of piousness
ظاهر پرهیزکاری
affected piousness
پرهیزکاری نمایشی
lacking piousness
فاقد پرهیزکاری
piousness tested
پرهیزکاری مورد آزمایش
showed piousness
نشان دادن پرهیزکاری
piousness criticized
انتقاد از پرهیزکاری
false piousness
پرهیزکاری نادرست
she displayed a remarkable piousness throughout the religious ceremony.
او در طول مراسم مذهبی، نوعی درستکاری و خدا پرستی قابل توجهی از خود نشان داد.
his outward piousness didn't match his inner thoughts.
نوعی درستکاری ظاهری او با افکار درونیاش مطابقت نداشت.
the community valued piousness and adherence to tradition.
جامعه، درستکاری و پایبندی به سنت را ارج مینهاد.
excessive piousness can sometimes feel insincere.
نوعی درستکاری بیش از حد گاهی اوقات میتواند غیرصادقانه به نظر برسد.
the young man's piousness inspired many around him.
نوعی درستکاری جوان مورد الهام بسیاری از اطرافیانش قرار گرفت.
she criticized the hypocrisy behind some displays of piousness.
او ریاکاری پشت برخی از نشانههای نوعی درستکاری را مورد انتقاد قرار داد.
he cultivated an image of piousness to gain favor.
او برای جلب توجه، تصویری از نوعی درستکاری به نمایش گذاشت.
the novel explored the complexities of piousness and faith.
رمان پیچیدگیهای نوعی درستکاری و ایمان را بررسی کرد.
her piousness was genuine and deeply felt.
نوعی درستکاری او صادقانه و عمیقاً احساس میشد.
he questioned the value of piousness without action.
او ارزش نوعی درستکاری بدون عمل را زیر سوال برد.
the preacher emphasized the importance of piousness in daily life.
واعظ بر اهمیت نوعی درستکاری در زندگی روزمره تاکید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید